دوازده زندانی سیاسی، «روز پدر» را برای شروع اعتصاب غذای نامحدود خود اعلام کردند. آنها بر اساس بیانیهای که خطاب به مردم ایران منتشر نمودند، اعتصاب غذایشان را به «یاد شهدای جنبش سبز از ندا تا هاله و از سهراب تا صابر» شروع کردند و به خانواده همهٔ این شهدا، به ویژه خانواده «هاله سحابی» و «هدی صابر» و مردم متین و صبور ایران تسلیت گفتند. در این احوال، و در پی فراخوان کمپین «هر ایرانی یک صدا» بزرگان و روشنفکرانی که برای هریک ار آنان احترام قائلم، جملگی در پیامهای ویدیویی خطاب به اعتصاب غذا کنندگان، دلسوزانه عنوان میکنند که «عزیزانمان، لطفا بشکنید اعتصاب غذایتان را". و مخلص کلام اینکه، ای عزیزان و دوستان، پهلوان زنده را عشق است. ولی درهیچ یک از این پیامهای ویدیویی، تا این لحظه ندیدم که حتا یک نفر، به طور مستقیم و مشخص، «حاکمیتی» که این زندانیان معترض، «مشروعیت» آن را طبق شهادتنامهای که در خصوص بدرفتاری با «هدی صابر» امضا کردند به پرسش گرفته اند و به خاطر آن اعتصاب غذا کرده اند، مطلبی عنوان کند.
در جایی که مریم شربتدار قدس در نامهای به همسرش فیض الله عرب سرخی از اعتصابیون مینویسد: «همسرم، به اعتصاب غذایت ادامه بده و بگذار تمام دنیا بدانند اینجا کجاست. و اگر تا کنون از همهٔ آزادگانی که دست به اعتصاب غذا میزدند درخواست میکردم ادامه ندهند اینک برای این کار بزرگ بر تو آفرین گفته و میخواهم ادامه دهی تا زمانی که دیگر شاهد به بند کشیده شدن هیچ اندیشهای نباشیم.» بد نیست وجه دیگر این اعتراض را هم همانطور که این دوازده نفر با اعتصاب غذایشان، جان بر کف گذاشته اند و به آن توجه داده اند، ما هم به جای دیدن انگشت آنان، شب تاریکی را هم ببینیم که نور از ماه برده.