در میان خاطرات برلین، گهگاه به نوشته ها و نکته هایی بر می خورم، که با کمی مکث به لبخند مبدل می شوند، اگر چه قصد ندارم خاطره ای را نقل کنم، ولی امروز که لای کاغذ پاره های برلین، دنبال گمگشته ای می گشتم به گزارشی برخوردم که از "سمینار بررسی انرژی و سلاح هسته ایی در ایران" بود که در آپریل 2005 در برلین به همت کانون مهندسین و متخصصان ایرانی در آلمان برگزار شده بود و در نشریه مرحوم "گربه ایرانی" هم به چاپ رسید. ولی هنوز مطالب اتمی آن و نظرات سخنرانان آن قابل تامل است، دوستان دانشمندنم پروفسور ناصر کنعانی و دکتر هادی زمانی، و پروفسور محسن مسرت سخنرانان جلسه بودند. خانم فرح کریمی،نماینده پارلمان هلند یکی دیگر از سخنرانان نیز نتوانست در این جلسه حضور یابد.
می دانیم که سرانجام پس از دو ماه چانه زنی قدرتهای بزرگ جهان با یکدیگر، پانزده عضو دائم شورای امنیت سازمان ملل متحد با رای قاطع، قطعنامه تحریم ایران را صادر کرد و هشدار داده است که در صورت عدم توقف غنی سازی، ایران را مشمول تحریم های اقتصادی خواهد کرد.
حال نظرات کارشناسان و دقیق شدن در گفته های آنان اگر کمی وقت گیر، ولی خالی از لطف نیست.
سخنران اول، پروفسور دکتر ناصر کنعانی، استاد دانشگاه از آلمان، تحت عنوان"نظری اجمالی به مبانی علمی و فنی انرژی هسته ای" در مورد پیدایی واژه اتم اینگونه سخن آغاز کرد.
« پانصد سال قبل از ميلاد مسيح اولين بار يک فيلسوف يونانی به نام "لوکيد" اين واژه را به کار برد و گفت جهان مادی از ذرات کوچکی تشکيل شده است که از آن کوچکتر وجود ندارد. بعد از او شاگرد وی " دموکريت" اين نظريه را بسط داد و بعدها فيلسوف ديگری به نام "اپيکور" آن را در فلسفه خود به کار برد. گر چه نام آنان در ادبيات فلسفی ما حتا به عربی به کار گرفته شده است، با وجود اين که دانشمندان اسلامی نام آنان را آورده اند، ولی به هيچ وجه، توجهی به کشفيات اين دانشمندان يونانی و فرضيه اتمی آنان نکردند، و برای اولين بار زکريای رازی در جهان اسلام، عنوان می کند که ماده از ذره ای به نام اتم تشکيل شده است. و لازم به ذکر است که از پانصد سال قبل از ميلاد مسيح تا اوايل قرن نوزدهم، متاسفانه هيچ توجهی به فرضيه اين دو نفر نمی شود تا اين که در اوايل قرن نوزدهم، دانشمند انگليسی جان دالتون برای اولين بار ياد آور می شود که تمام جهان مادی از ذرات بسيار ريزی تشکيل شده است و با اين فرضيه دا آن دوران بيشتر در علم شيمی کاربرد پيدا می کند. تا اين که تامسون کاشف الکترون و برنده جايزه نوبل می پندارد که اتم ها مثل کشمش در يک کيک کشمشی پراکند ه اند که البته اين شکل دقيقی نبود.
پس از آن پروفسور دکتر محسن مسرت، استاد دانشگاه در اقتصاد سياسی و بين الملل از آلمان "پرونده هسته ای ايران و امنيت منطقه- راهبرد و آينده ساز" را در عنوان سخنان خود داشت. او در ابتدا هدف ايران در دستيابی به تکنولوژی هسته ای را توليد بمب اتم دانست. و يادآور شد که ارپا وحدت نظر دارد تا ايران از حداکثر تکنولوژی برخوردار نشود. و در آينده با اصرار مقامات جمهوری اسلامی و حتا اپوزسيون خارج از کشور مبنی کسب حقوقی و داشتن انرژی هسته ای و پافشاری خود در استفاده از اين حق ملی ايران، جنگ آمريکا با ايران خارج از تصور نيست، با توجه به اين که امريکايی ها سياست يک جانبه خودشان را ادامه داده و می دهند، يادمان نرود که گرچه اروپايی ها در مورد حمله به عراق با آمريکا دارای وحدت نظر نبودند ولی در مورد ايران جملگی متفکرين سياسی آلمان، فرانسه و انگليس اتفاق نظر دارند.از اکتبر سال 2003 که وزيران خارجه سه کشور اروپايی با ايران در مورد انرژی هسته ای وارد مذاکره شدند. ايران تا ان زمان نمی دانست که چه به اروپا بگويد . امريکا هم بعد از جنگ به دنبال اين بود که آيا سياست جنگ با عراق و ايران را ادامه بدهد يا خير، و اروپا هم با برنامه ی مشخصی در پی آن بود که ايران را مجبور کند که از ساختن بمب اتم چشم پوشی کند تا بتواند در مقابل آمريکا عرض اندام کنند. ولی در ايران اوضاع عوض شد و دانشمندان ايرانی قبول کردند ما به شرطی غنی سازی را انجام نمی دهيم که ارپا اين سه شرط ما را بپذيرد.
شرط اول: اروپا بايد تضمين کند که مورد حمله اسراييل و امريکا قرار نگيرد، البته که اروپا چنين تضمينی بدهد. شرط دوم: اگر اروپا می خواهد که ما فقط به دنبال تکنولوژی هسته ای باشيم، بايد تضمين کند که تا 30 سال آينده مواد سوختی اتمی را در اختيارمان بگذارد و در ازای آن ايران متعهد می شود که زباله ها را به اروپا تحويل دهد. اين خواسته ايران در چارچوب قرارداد ان. تی. پی منطقی است و حق استفاده از آن را دارد. و بايد در نظر گرفت که بدون تاييد آمريکا، اروپا نمی تواند چنين تضمينی به ايران بدهد. و اين منوط به روابط ديپلماسی جديد آمريکا با ايران است و زمانی اين مهم صورت می گيرد که آمريکا ايران را به عنوان شرور از ليست سياه خود حذف کند. با اين شروط مشکل اتحاديه اروپا با آمريکا بر سر متقاعد کردن آن در مقابل ايران چندين برابر شد. گرچه يک منبع غير رسمی به نام انيستيتو واشنگتن تحليل جديدی در مقابل سياست آمريکا با ايران ارايه داده است مبنی بر پذيرش دو شرط؛ در ابتدا امريکا حاضر است که ايران سوخت را از غرب تأمين کند، منتها ايران بايد صد در صد تمام تأسيسات اتمی خود را تحت نظر سازمان انرژی اتمی قرار دهدو هيچ استثنايی نگذارد، ولی ايران می گويد بعضی مناطق مربوط به امنيت ملی است و کاری به سيستم انرژی اتمی و فناوری آن ندارد و نمی تواند در معرض بازرسی سازمان انرژی اتمی قرار دهد. با پذيرش اين شرط ايران استقلال امنيتی خود را در منطقه از دست خواهد داد. شرط دوم اين که، اروپا بايد قبول کند در صورتی که ايران از تعهد خود تخطی کرد ايران را تحت فشار بگذارد. با اين شروط اروپا در مخمصه بيشتری قرار گرفته است، چرا که اگر شرايط آمريکا را قبول کند، اين گونه قلمداد می شود که اروپا هم از سياست تک بعدی آمريکا پيروی می کند و البته ايران هم موافقت نخواهد کرد و اروپا اعلام خواهد کرد روبط خود را با آمريکا تحت الشعاع اين قضيه قرار نمی دهيم. و شکست خود را در اين مذاکرات اعلام کند و پرونده اتمی ايران را به سازمان ملل ارجاع دهد. ولی اروپا بايد بگويد که ايران هم برای دلايل منطقه ای خود استدلال محکمی دارد و اين مشکل را بايد در خاورمطانه به بحث بگذارد.» سپس پروفسور مسرت، مقاله ای را که در ژانويه 1991 در کيهان هوايی ايران به قلم ايشان به چاپ رسيده بود برای حاضرين در سمينار خواندند.
ماده از اين به کشفيات اين دانشمندان يونانی و فرضيه اتمی آنان نکردند، و برای اولين بار زکريای رازی در جهان اسلام عنوان می کند.
در قسمت دوم سمينار دکتر هادی زمانی ، پژوهشگر انرژی و اقتصاد دان و استاد دانشگاه از انگلستان پيرامون"ارزيابی استراتژی انرژی هسته ای ايران" نکات جالبی را بيان نمود. دکتر هادی زمانی دارای دکترای اقتصاد سه موضوع را در عنوان سخنرانی خود برگزيده بود
1- استراتژی انرژی ايران چيست؟
2- جايگاه انرژی هسته ای
3- ريسک ها و مخاطرات سياست کنونی
دکتر هادی زمانی با ارايه آماری به ظرفيت توليد انرژی برق در ايران اشاره دارد و اين ميزان را 34000 مگا بايت می داند که 31000 مگا بايت آن داخلی و بقيه افت راندمان است که در جهان شاهد يم رشد 8 درصدی بوده ايم و اکثر شواهد در اين زمينه حکايت از رشد بالايی دارد که تا سال 2021 ظرفيت تولطد برق دو و نيم برابر افزايش می يابد و اما استراتژی جمهوری اسلامی چگونه است و يا چگونه بايد باشد. 1- توجيه اقتصادی 2- منبع تازه 3- ملاحظات استراتژيک . و اما توجيه اقتصادی: هزينه توليد از بخش های مختلف ساخت نيروگاه و سوخت و حقوق نگهداری و بطمه ناشی می شود که برای توليد هر کيلو وات ساعت برق برای نفت 5 سنت، برای انرژی هسته ای سه و نيم سنت، و برای گاز کمتر از دو و نيم سنت هزينه در بر دارد و کلأ هزطنه توليد برق شصت در صد آن مربوط به سرمايه و چهل درصد آن مربوط به سوخت می شود. در ايران سهم بين سرمايه و سهم توليد تا 80 درصد است و هزينه جاری توليد هزار مگا بايت برق برابر با 140 ميليون دلار است. و هزينه کيفی برای توليد انرژی هسته ای به مراتب خيلی بيشتر است و بايد پرسيد آيا منابع نفت و گاز در دست داريم که بتوانيم توليد را دو برابر کنيم؟ همانطور که می دانيم ذخاير نفت ما بالغ بر 132 بيليون بشکه است که سه ميليون و نهصد هزار بشکه را در روز صادر می کنيم و نرخ رشد تقاضا برای نفت شش درصد است که ظرف ده سال ايران به وارد کننده نفت تبديل خواهد شد و هشتاد درصد درآمد ارزی و 40 درصد از بودجه کشور از محل فروش نفت است. و نفت 15 درصد توليد ناخالص ملی را تشکيل ميدهد که نه تنها نبايد از نفت برای توليد برق استفاده کند بلکه بايد به ميزان زيادی مصرف آن را کاهش دهد. منبع دوم ئيدرو الکتريک است که نزديک به 7 درصد انرژی برق ايران را تأمين می کند و طبق تخمين می تاون تا سال 2020 اين ميزان را به بيش از بيست هزار مگابايت افزايش داد. و اگر نيروگاه ها تکميل شوند اين منبع ظرفيت لازم را ندارد. و اين در مورد گاز صدق نمی کند منبع ما 942 تريليون فوت مکعب است که در حال حاضر توليد گاز بالغ بر 7/2 تريليون فوت مکعب است که با توجه به منمبع بهرهبرداری پارس جنوبی و توانايی توليد سه ميليون فوت مکعب گاز، بنابراين اين منبع می تواند شالوده ی اساسی تأمين انرژی ايران باشد .او سپس ملاحظات استراتژيک را برشمرد 1- امنيت: بسياری از منابع نفت و گاز در مناطقی است که می توانند تهديد شوند و تنوع در سبد توليد بوجود بيايد و با توجه به گرانی انرژی اتمی و با توجه به داشتن منابع راديو اکتيو در کشور، انرژی اتمی می تواند نقش در توليد انرژی ايجاد کند. او سپس ملاحظات سياسی را در مديريت صحيح ، ايمنی صحيح و سرمايه دانست و گوشزد کرد که ايران نبايد به پايه انرژی و توسعه ميدان های گازی صدمه بزند. دکتر زمانی ادامه می دهد:« اگر ايران درآمد نفتی را از دست بدهد ضايعه بسيار بزرگی خواهد بود و ايران در استراژی خود تکيه بر جانشين سازی نفت دارد و اين استراتژی در دو دهه قبل از انقلاب هم دنبال شده و ايران به دنبال اين است که 65 درصد از انرژی را از گاز تأمين کند که رقم معقولی است . و پيش بطنی شده است که در سال 2021 سهم انرژی هسته ای به 10 درصد برسد. اما مشکل اساسی استراتژی ايران مشکل سياسی کسب فن آوری هسته ای است که او را در آستانه توليد سلاح قرار می دهد. در سال 76 جامعه جهانی اين استراتژی را از طرف ايران می پذيرفت ولی الان وضع به گونه ی ديگری است. در دنيای واقعی غرب اين نگرانی وجود دارد که ايران انرژی هسته ای را برای بيمه نمودن بقای خود می خواهد در دست داشته باشد و بدين شکل انرژی هسته ای دچار معضل سياسی شده است و الان استراتژی ايران به گونه ای باشد که محور کليدی انرژی خود ظرفيت توليد گاز و کاهش مصرف نفت را از دست ندهد. ايران دارای الويت های مهم تری است يکی از آن ها جلب سرمايه گذرای در گاز و تغيير سيستم رايانه هاست و توسعه گاز مستلزم رقمی معادل 10 تا 15 ميليون دلار سرمايه گذاری ساليانه است و تا به حال جمهوری اسلامی فقط توانسته 20 ميليون دلار سرمايه گذاری جلب کند که 15 ميليون دلار آن مربوط به گاز است که به هيچ عنوان جوابگو نيست. چالش ديگر ايران کاهش سوبسيد ها است. 11 درصد از توليد ناخالص ملی از طريق توليد انرژی است که بسيار ارزان به مردم عرضه می شود که منابع نفت و گاز را هدر می دهد و فقط سرويس به طبقه ی مرفه جامعه می دهند. و ه ريک دلار سوبسيد زيانی با سرعت 12 برابر به طبقه پايين و آلودگی محيط زيست وارد می کند. صنايع ذوب آهن ، سيمان و ديگر موارد از قبيل يخچال ها به دليل فرسودگی به ميزان بسيار زيادی انرژی به هدر مید هند مثلأ توليد سيمان در ايران 15 درصد بالاتر از ژاپن است . و چنانچه اين معضلات حل نشود چرخه اقتصاد از چرخه خود خارج می شود. پس می توان نتيجه گرفت که انرژی هسته ای می تواند در اين ميانه نقش حاشيه ای ايفا کند در صورتی که ايمنی توليد بايد فراهم شود و کشور را با خطر سياسی مواجه نکند. و با کاستی هایی که اقتصاد ايران در خود دارد با کسب فناوری اتمی نمی تواند جبران و توجيه کند. اساسأ امنيت ملی فعلی ايران در حرکت به سمت توليد سلاح حای هسته ای نيست.حتا اگر حق او باشد ملاحظات و واقعيات سياسی به گونه ای نيست که بخواهد امنيت ملی را به خطر بياندازد. و چنانچه مذاکرات اروپا به شکست بيانجامد بايد پنداشت که تهديدهای غرب پوشالی نيست. تجربه عراق نشان داد که اگر تحريم اقتصادی صورت پذيرد و اگر چين و روسيه هم موافق با آمريکا شوند و آمرطکا موافقت آنان را جلب کند، رای ممتنع چين و روسيه خارج از تصور نيست. چرا که رونق اقتصادی چين محتاج جلب بازارهای آمريکا است. و اگر آمريکا موفق شود که در شورای امنيت ايران را مثل عراق در تحريم قرار دهد. ايران هم تغيير رفتار و ماهيت نخواهد داد همانطور که پس از 12 سال کل تحريم ها با حمله نظامی پايان پذيرفت. و بايد قاطعانه اعلام کنم که در بهترين شرايط ، انرژی اتمی می تواند نقش حاشيه ای داشته باشد و ايران برای رسيدن به اين نقش حاشيه ای ريسک نا معقولی را دنبال می کند.
در انتها جلسه پرسخ و پاسخ با حضور کليه سخنرانان انجام شد و حاضران به مدت يک ساعت نقطه نظرات خود را با يکدطگر در ميان گذاردند.
گروه گزارش گربه ايرانی بر اين باور است که در صورت ارجاع پرونده ايران به شورای امنيت، دو حالت قابل پيش بينی خواهد بود. اول اين که اين شورا برای تحريم بين المللی ايران و يا حتا اقدام نظامی عليه تاسيسات هسته ای ايران وارد عمل خواهد شد. و شنيده هايی مبنی بر اين که احتمال وتوی کشورهای روسيه و چين، ايران را از اين بحران نجات خواهد داد انتظاری بيهوده است، جنگ آمريکا به عراق نمونه روشن و زنده ای است که علی رغم مخالفت افکار عمومی مردم جهان حتا آمريکا يک تنه وارد ميدان شد و به آن اعتنايی نکرد . محاصره اقتصادی بين المللی هم حتا اگر برای مردم قابل تحمل باشد، به فقر و گرسنگی آن جامعه بيشتر دامن خواهد زد. و کاملأ روشن است که در حمله نظامی هم اگر متصور باشيم که امدادهای غيبی! به کار ايران می آيد و به منافع نظامی آمريکا هم می تواند در کوتاه مدت ضربه وارد سازد، اما صدمات و خسارات ناشی از جنگ، جبران ناپذير خواهد بود. همچنان که عواقب جنگ هشت ساله مشهود است. فرض ديگری را هم بايد پذيرفت و آن که ايران از زمان شاه در پی ساختن رآکتورهای اتمی بوده و توان و انرژی و سرمايه خود را در اين راه صرف کرده و الان به دنبال بازدهی اين سرمايه گذاری است که در صورت تعلل و به سود دهی نرساندن اين پروژه درازمدت اتمی، توان اقتصادی خود را از دست خواهد داد.به راستی پافشاری ايران برای غنی سازی اورانيوم و توليد پلوتونيوم 239 چه کيميايی ست که دستيابی به آن فقط عده ای را در مسند حکومت رستگار خواهد کرد و آن چه برای ديگران بر جا می ماند جز بحران، نام ديگری نمی توان برآن گذارد. و آيا به آن حد از بلوغ فکری و تولرانس رسيده ايم که بخواهيم اين ترقه مهيب را در دستانمان نگاه داريم و يا هنوز آن کودک نابالغ شروری را می مانيم.
پیام یزدیان - برلین
"کشاکش پوچ" عنوان مقاله ای خواهد بود که روزنامه کیهان چاپ لندن، زحمت چاپش را خواهد کشید. نقدا قسمتی از آن را در اینجا می آورم تا خواننده ی ادامه ی آن در روزنامه کیهان چاپ لندن باشید، البته اگر اهل تاریخ هستید و وقایع مهاجران روسیه وفرقه دموکرات اذربایجان را دنبال می کنید.
انگاری بايد ايرانيان همچنان تاريخ را در ضمير نا خود اگاه خود حمل کنند.
اگر به جهت ملعبه شدن واژه ی "وجدان" توسط مکاتب ايدئولوژيک در کاربرد اين واژه در ديگر عرصه های اجتماعی، تاريخی و سياسی دچار مضيقه نمی شديم، اين واژه تاکنون در روايات و خاطرات تاريخی ما، تاکنون تسری يافته بود، و امروزه بحث بر سر آن نبود که چرا به کنه تاريخ پی نبرده ايم و چرا نمی توان به هسته زيرين "وقايع" که همانا "حقايق" است، پی برد. مگر بر سر "تفکر ايدئولوژيک" و "فرديت آزاده ی" نسل گذشته چه آمده است که ديگر نمی توان از روايات شان، حتا ذره ای حقيقت را بازشناخت؟
افسوس که رخدادهای مهم و رازهای محوری تاريخی ما، می بايد در
سينه ی شاهدان عينی اش به خاک رود.
در اين مقاله، نامه ای تاريخی (از ظن راويانش)، را با هم مرور می کنيم و به آسانی در خواهيم يافت که نوشته ای به وضوح جعلی، با زدن انگ خيانت و اتهام به ديگران، فقط مشتی سئوال برای نسل های بعدی به جا می گذارد.
پس از وقايع ٢١ آذر 1325 بود که تعداد کثيری دانشجو و کارآموز ايرانی که در آن زمان در شوروی اقامت داشتند، عزم وطن می کنند، و از آنجا که شوروی با باز گرداندن اين جوانان، مشت پيچيده اش را در پنهان نگه داشتن اوضاع و احوال داخلی و خفقان کشورش باز می بيند، از بازگشت آنان جلوگيری می کند...
ادامه در کیهان چاپ لندن !