January 4, 2006

در متن يک کتاب: هويت هاي مرگبار

jeld-amin-malouf.jpg

 

کتاب "هويت هاي مرگبار"

ترجمه مرتضي ثاقب فر

انتشارات ققنوس

چاپ اول ۱۳۸۲

بايد به گونه اي عمل کرد که هيچ کس از تمدن مشترکي که در حال زاده شدن است احساس طرد شدگي نکند، که هر کس بتواند زبان مادري و برخي نمادهاي فرهنگي خاص خود را در آن بازيابد، که هر کس بتواند با هر چه در پيرامونش آفريده مي شود همذات انگاري کند نه اين که به گذشته ي آرماني پناه ببرد.

امين معلوف نويسنده اي است که لبنان را در سال ۱۹۷۶ به قصد اقامت در فرانسه ترک کرده است. او مسيحي بودن و زبان مادري عربي داشتن که زبان اسلام است را يکي از تناقضات بنيادي هويت خويش مي پندارد. او با بر شمردن تناقضات و تعلقات  فراگرد خود، "هويت" را به خوبي حلاجي مي کند.  وقتي که از وي مي پرسند خود را "بيش تر فرانسوي" احساس مي کند  و يا "بيش تر لبناني". مي گويد "هردو". او در مقدمه کتاب هويت هاي مرگبار مي نويسد:« نه اين که بخواهم تعادل و انصاف را رعايت کرده باشم، بلکه به اين دليل که اگر جز اين مي گفتم دروغ مي گفتم. آنچه باعث شده من اين باشم که هستم و نه کسي ديگر، همين در لبه دو کشور زيستن، به دو يا سه زبان حرف زدن، و سنت هاي فرهنگي متعددي داشتن است. و دقيقأ همين است که "هويت" من را تعيين مي کند. آيا اگر بخشي از "خودم" را کنار مي گذاشتم کامل تر و حقيقي تر مي شدم؟ او در ادامه مي نويسد:«هويت چيزي نيست که بتوان آن را تکه تکه کرد و به نصف يا يک سوم و نظاير آن تقسيم کرد. من چند هويت ندارم، فقط يک هويت دارم که از عناصري ساخته شده که بر حسب "ميزان" معيني که هرگز براي تمام آدم ها يک اندازه نيست شکل گرفته است. گاهي وقتي با بيان هزار جزئيات و بيان دلايل دقيقي که چرا خواهان تمام تعلقاتم هستم توضيحات خودم را تمام مي کنم، يکي به من نزديک مي شود و دستش را روي شانه ام مي گذارد و آهسته مي گويد«البته حق داشتيد اين حرف ها را بزني، اما در عمق وجودتان چه احساسي داريد؟» اين پرسش سمج تا مدت ها مرا مي خنداند. اما امروز ديگر نمي خندم. چون به نظرم اين پرسش نمايانگر بينش بسيار رايج و خطرناک خيلي از آدم هاست. وقتي از من مي پرسند«در عمق وجودم» چه هست، يعني هر کس "عمق وجودي" دارد که يگانه تعلق او، حقيقت وجودي  او و«جوهر»او محسوب مي شود که يک بار براي هميشه از زمان تولد در او شکل گرفته و ديگر تغيير نخواهد کرد؛ گويي به بقيه چيزها- مسير زندگي او به عنوان انساني آزاد، اعتقاداتي که کسب کرده، علايق او، حساسيت خاص او، روابط و پيوندهاي او و خلاصه کل زندگي او- به هيچ شمرده مي شود. و هنگامي که از معاصران مان مي خواهند«درباره هويت شان» سخن بگويند، آن ها نيز چنان که اين روزها رسم شده است چنان سخن مي گويند که گويي بايد در عمق وجودشان به جستجو بپردازند تا اين تعلق ادعايي را بازيابند که اغلب يا مذهبي است يا ملي، يا نژادي يا قومي است که آن را هم با غرور به ديگران بيان مي کنند.

امين معلوف در بخش يک کتاب خود، "هويت من، تعلقات من، واژه "هويت" [کيستي] را دوستي فريب کار و حتا خائن و حيله گر قلمداد مي کند، چرا که همگان مي پندارند که معناي اين واژه را مي دانند و حتا هنگامي که حيله گرانه معناي وارونه اي پيدا مي کنند به آن اعتماد مي کنند.

 

شناسنامه و يا "سند هويت"

در شناسنامه يا آنچه بهتر است "سند هويت" بناميم، نام، نام خانوادگي، تاريخ و محل تولد، عکس، بعضي خصوصيات جسماني، امضاء و گاه اثر انگشت هر فرد ثبت شده است، يعني مجموعه اي از نشانه هايي که حتي المقدور بدون امکان اشتباه ثابت مي کند که صاحب اين سند "فلان" فرد منحصر به فردي است که ميان ميليون ها انسان روي زمين هيچ فرد ديگري را نمي توان با او عوضي گرفت حتا اگر شبيه يا برادر دو قلويش باشد. هويت من چيزي است که نشان مي دهد من شبيه به هيچ کس ديگر نيستم. با اين تعريف، واژه هويت مفهوم نسبتأ دقيقي است که مانع از هرگونه اشتباه مي شود. آيا به راستي نياز داريم که به استدلال هاي طولاني متوسل شويم تا ثابت کنيم دو فرد مشابه وجود ندارند و نمي توانند وجود داشته باشند؟ حتا اگر روزگاري، چنان که بيم آن مي رود، از طريق توليد مثل مصنوعي انسان هاي آزمايشگاهي بسازند، اين انسان ها نيز از لحظه تولد با هم تفاوت خواهند داشت.

 

هويت

هويت هر شخص از انبوهي عناصر تشکيل مي شود که بي گمان به آنچه روي اسناد رسمي ثبت شده محدود نمي گردند. البته اکثر آدم ها تعلقات  گوناگوني دارند: تعلق به يک سنت مذهبي، به يک يا دو مليت؛ به يک گروه نژادي، قومي يا زباني، به يک خاندان کمابيش گسترده؛ به يک شغل، به يک نهاد؛ به يک محيط خاص اجتماعي و... اما اين  فهرست طولاني تر از اين ها و عملأ  نا محدود است: مي توان به  يک استان، به يک دهکده، به يک محله، به يک طايفه، به يک باشگاه ورزشي و... به جماعتي که عواطف مشترک علايق جنسي مشترک، معلوليت هاي جسماني مشترک دارند يا گرفتاري هاي مشترکي را تجربه کرده اند احساس تعلق داشت. بي ترديد تمام اين وابستگي ها و تعلقات، لااقل در زماني معين، از اهميت يکساني برخوردار نيستند. اما به هيچ عنوان نمي توان گفت که به کلي بي اهميتند. اين ها عناصر سازنده شخصيت انسان و حتا تقريبأ مي توان گفت که "ژن هاي روح اند"البته مشروط بر اين که تصريح کنيم اکثر آن ها ذاتي و مادرزادي نيستند. چه بسا يک حادثه، نيک يا بد، يا حتا يک برخورد تصادفي بار سنگين تري بر احساس هويت ما وارد سازد تا تعلق به يک ميراث هزار ساله.

 

هويت؛ ملت؛ مذهب

در همه دوران ها، آدميان يکي از تعلقات خود را بر حسب اوضاع و احوال عمده کرده اند چنان که مشرعأ در آن زمان مي توان آن را "هويت " ايشان ناميد. از نظر عده اي "ملت"، به عقيده عده اي ديگر "مذهب" يا "طبقه" و ... اما کافي ست نگاه خود را روي درگيري هاي گوناگوني که در سراسر جهان وجود دارند گردش دهيم تا دريابيم که هيچ يک از اين تعلقات ارزش برتري مطلق ندارند. هر جا مردم احساس کنند ايمان آن ها مورد تهديد قرار گرفته، تعلق دين شان برجسته مي شود و کل هويت آن ها را مي پوشاند. اما اگر زبان مادري يا گروه نژادي و قوميشان مورد تهديد قرار گيرد آن گاه با خشونت عليه هم کيشان خود خواهند جنگيد...

 

عکس برگردان و هويت

غالبأ هويتي که هر جامعه يا فرد براي خود مي تراشد يا قائل است عکس برگردان منفي هويت دشمن يا حريف اوست.

 

هويت تغيير مي کند

 هويت چيزي نيست که يک بار براي هميشه به کسي داده شده باشد، بلکه در طول حيات ساخته مي شود و تغيير مي کند. آن دسته از عناصر هويت ما که همراه با تولد با ما به اين جهان مي آيند چندان زياد نيستند- بعضي خصوصيات جسماني، جنسيت، رنگ، و ... وانگهي همه آن ها هم ذاتي و مادرزادي نيستند. با آن که مي دانيم محيط اجتماعي جنسيت ما را تعيين نمي کند، ولي معناي اين تعلق را آن محيط تعيين مي کند.؛ دختر زاده شدن در کابل و يا اسلو معنا و اهميت يکساني ندارد، در اين دو شهر نه مونث بودن زن و نه هيچ يک از عناصر هويت او به يک چشم و يک شيوه نگريسته نمي شود.

 

نفي خويش و نفي ديگري

در عصر جهاني شدن، با اين تکان هاي پرشتاب و سرگيجه آوري که همه ما را در بر گرفته اند، دريافت و درک جديدي از مفهوم هويت ضرورتي فوري دارد. نمي توانيم به همين بسنده کنيم که انتخاب ميان تاکيد افراطي بر هويت  خود و از دست دادن هرگونه هويت، يا ميان وحدت و فروپاشي را به ميلياردها انسان سر در گم تحميل نماييم. اگر معاصران ما تشويق نشوند که تعلقات گوناگون و متعدد خود را بپذيرند، اگر نتوانند نياز خود به هويت را با روحيه پذيرا و گشاده براي روبرو شدن با فرهنگ هاي متفاوت ديگر آشتي دهند.، اگر احساس کنند ناچارند ميان نفي خويش و نفي ديگري به گزينش بپردازند، در آن صورت شاهد ايجاد سپاهياني از ديوانگان خون ريز و لشگري از گمراهان خواهيم بود.

 

احساس تعلق به آينده بشريت

 کتاب در چهار بخش با عناوين، هويت من، تعلقات من؛ وقتي تجدد را ديگران مي آورند؛ زمان قبايل جهاني؛ رام کردن پلنگ، ضمن ارائه تعاريفي شفاف، بحث را به حوزه ي "کارکرد هويت" مي کشاند و در قالب آرزو بيان مي دارد:«خود من که آشکارا مدعي هر يک از تعلقاتم هستم، نمي توانم از اين رويا دست بردارم که روزي منطقه اي که در آن زاده شده ام نيز همين مسير را بپيمايد، زمان قبيله اي، زمان جنگ هاي مذهبي و قومي، زمان هويت هاي مرگبار را پشت سر گذارد و به ساختن چيز مشترکي بپردازد... بايد به گونه اي عمل کرد که هيچ کس از تمدن مشترکي که در حال زاده شدن است احساس طرد شدگي نکند، که هر کس بتواند زبان مادري و برخي نمادهاي فرهنگي خاص خود را در آن بازيابد، که هر کس بتواند با هر چه در پيرامونش آفريده مي شود همذات انگاري کند نه اين که به گذشته ي آرماني پناه ببرد.  به موازات اين هرکس بايد بتواند عصر نويني را که درقرن جديد و هزاره جديد دارد اهميت مي يابد در بقيه عناصر اصلي هويت خود بگنجاند و آن: احساس تعلق به آينده بشريت است.

Posted by payam at January 4, 2006 8:37 PM
Comments

سلام آقا پیام
حال شما؟ از آمریکا نمی نویسید؟ آیا رنگ رویاها همانی است که گمان می کردید؟ کنجکاوم بدانم یک روحی که از ایران به اروپا و از اروپا به آمریکا پرواز کرد چگونه مردم آنجا را می بیند.
پایدار باشید

سلام خانم طاری
ممنونم از اين که به ياد بوده و هستيد مدتهاست به سوژه ای که يادآوری کرديد فکر میکنم، دنبال يک قالب برای نوشتن اش میگردم. نمی خواهم ذره ای از آنچه ديده ام و چه سخت بر من رفته را جا بيندازم فعلأ اشاره کوچکی کرده ام ولی گويا ظرافت به کار رفته در نظرسنجی در زير زمختی نگاه ظريفان پنهان مانده... مواظب خود باشيد و از برف آن حوالی لذت ببريد ، ما هم زمستان آفتابی را در ويرجينيا سپری میکنيم
با احترام
پيام يزديان

Posted by: خیال تشنه at January 8, 2006 10:44 AM
Post a comment









Remember personal info?