دوم ژوئن 1967 (دوازدهم خرداد 1346) در برلين مصادف است با سالگرد قتل "بنه اونه زورگ" دانشجوی دموکرات آلمانی که در تظاهراتی که عليه سفر شاه به برلن غربی توسط کنفدراسيون جهانی محصلين ايرانی در آلمان صورت گرفته بود کشته شد. در اين روز قرار بود که پذيرايی مفصلی از شاه در محل شهرداری "شونه برگ" به عمل آيد. پليس با تدابير شديد امنيتی هرگونه تحرکی را زير نظر داشت و ماشين های پليس همه جا ديده می شدند. در اين بين سه اتوبوس حامل گروهی از ماموران ساواک، با شعار "زنده باد انقلاب سفيد" در حالی که عکس هايی از شاه و همسرش را در دست داشتند با چوب و چماق به تظاهر کنندگان و مردمی که کنجکاوانه شاهد ماجرا بودند حمله کردند. ترديدی نبود که ساواک با پليس برلن غربی تبانی کرده بود. بعدها شهردار برلن غربی، "هاينريش آلبرتس" اذعان کرد که اين گروه با هواپيمای اختصاصی از ايران به آلمان آمده بودند تا به نفع شاه در تظاهرات شرکت کنند. دامنه اين تظاهرات و آشوب در مقابل ساختمان اپرای آلمان واقع در منطقه "شارلوتنبورگ" که شاه برای ديدن برنامه ای به آنجا رفته بود کشيده شد. و ماموران ساواک چماق به دست و با شعار "زنده باد شاه" به تظاهر کنندگان حمله کردند. و سرانجام در ادامه زد و خورد دانشجوی 26 ساله آلمانی به ضرب گلوله پليس کشته شد.
اتحاديه ملی محصلين و دانشجويان ايرانی مشهور به "کنفدراسيون جهانی"، به دنبال رويدادهای جنگ دوم جهانی و هنگامی که در گرماگرم جنگ سرد و ملی شدن صنعت نفت، رقابت دو قدرت آمريکا و شوروی رو به فزونی گذاشته بود، بسياری از جوانان و محصلين پا به عرصهی سياست گذاشتند. و در چنين فضايی، دانشجويان ايرانی در اروپا با تشکيل محافل گفتگو، کشمکشها و درگيریهای اجتماعی و سياسی ايران را در پهنهی جهانی بازتاب می دادند. آنان با انتشار نشريههای دانشجويی در نقاط مختلف دنيا از دهلی نو در هندوستان تا مونترال در کانادا، به تظاهرات، اعتصاب غذا، اشغال سفارتخانه و مراکز تبليغاتی رژيم دست زدند و رژيم شاه را در سازمان های بين المللی يونسکو و سازمان ملل با مشکل مواجه می کردند. کنفدراسيون جهانی با انديشههای مختلف سياسی، بر سر يک مهم اتفاق نظر داشتند و آن مبارزه عليه رژيم شاه بود. اتحاديه ملی دانشجويان ايرانی در نيمه اول دهه هفتاد، در محافل غرب به عنوان سمبل مبارزه عليه حکومت ايران محسوب میشد. و واقعيات مربوط به زندانيان سياسی، شکنجه و اعدام و نقض حقوق بشر در ايران را بعد جهانی می داد. ميثاقی که هنوز نسل جوان و دانشجويان ايرانی برای تحقق آن پای میفشارند. بدين منظور شايد الصاق عکس لوح يادبود دانشجوی آلمانی، در اين فضای مجازی و بزرگداشت آن، يادی باشد از خاطره ی جنبش های دانشجويی ايرانی که حکومت های مستبد مجالی به حک شدن آنها نداده و نمی دهند. 
اين گفتار را در روزهای آينده پی خواهم گرفت و نظر مشتاقان را معطوف می کنم به کتاب فرخندهای از حميد شوکت با عنوان" کنفدراسيون جهانی"(نشر گردون- 1377) که در ايران(نشرعطايی ) هم آن را به چاپ رسانده است.
برای ديدن عکس های بيشتر به روايت آلمانی اينجا را کليک کنيد.
خوب پس حالا واجب شد ما دو سنت خودمون رو بگيم:
والا بنده 7 سالم بود كه زيرآب پادشاهي ايران رو دوستاي دموكرات ما زدند كه ديگه همه چي توپ توپ بشه. از بركات انقلاب شكوهمند ما آلماني هم تو اردوگاه هاي پناهنده ها ياد گرفتيم و داكيومنت هاي زدن و خراب كردن شاه و شهبانو رو هم به دست تروريستاي آلماني و همكاراي چپول ايرانيشون خونديم. حالا فقط مي تونم بگم كوتا بيايد لطفا چون نزديكه شاهو تو ظهن ما شما دوستان با اراجيفتون به خدا تبديل كنيد. حالا كه اينقد مرگ بر شاه گفتيد كه به درك واصل شد حالا ديگه بي خيال. جونه مادرت ول كن ديگه.
این قدر این مطلب جالب بوده که حتی یک نفر هم نیومده نظر بده... قبلن خوش ذوق تر نبودی؟
Posted by: یک ایرانی at June 12, 2005 11:39 PM