May 18, 2005

بسته پستی ايرانی

post2.jpg

post3.jpg

اين دومين بار است که برای دريافت بسته پست سفارشی، آن هم از نوع هوايی اش، به اداره پست می روم، قبض را که می دهم به خودم نهيب می‌زنم که از خير سوغاتی و تعدادی عکس بگذر.  زشت‌ترين بسته های پستی متعلق به کشور گل و بلبل ماست، اين هم قسمتی از خجالت های ما در غربت است، هر کجا که برويم اندکی خجالت را جيره بندی کرده اند و برايمان می فرستند.  در هيچ کجای دنيا اين همه بی سليقگی  در طراحی و انتخاب جنس کارتن و لفاف های پستی به کار نبرده اند. نمی دانم با اين هزينه های پستی سرسام آور، مهم ترين و سهل الوصول ترين سرويسی که می تواند در خدمت مردم قرار گيرد را از جنبه استفاده همگانی خارج کرده اند با اين حال  فکری به حال شکل و شمايل و نوع سرويسی که قرار است در ازای دريافت پول به کاربر بدهند نکرده اند. زشتی از در و ديوار می بارد، وزيران پست و تلگراف و تلفن آن مملکت به جای اين که بدانند جعبه های پستی شان چه شکلی ست  و به اين بديهيات پرداخته باشند دنبال پيشرفته ترين تکنولوژی های فيلترينگ با هزينه های چند ميليونی برای سانسور اينترنتی و استراق سمع و تفتيش  بوده اند.  در هيچ کجای دنيا در صنعت پست  برای لفاف بندی بسته های پستی، از گونی استفاده نمی کنند. ولی اعاظم حکومتی وخادمان مردم، تکنولوژی اتمی و  پلوتونيوم 239 و مصرف آن را در بمب اتم خوب می شناسند. بمب اتم هم اين زشتی ها را نمی تواند نابود کند حتا اگر ماشه اين بمب را به روی خودمان بچکانيم.

Posted by payam at 9:16 PM | Comments (5)

محمد عاقبتی، می بوسمت و اشک

miboosamat-va-ashk111.jpg

محمد عاقبتی دوست عزيزم، و کارگردان موفق تئاتر بار ديگر در آلمان نمايش زيبای "می بوسمت و اشک" را به صحنه خواهد برد. شايد برای اولين بار در همان ساختمان انجمن نمايش مشهد، در انتهای کوچه بن بست چهارراه لشگر، سر کلاس داود کيانيان، منصور همايونی، و شايد هم رضا صابری بود که ديدمش و رفيق شديم. در جشنواره تاريخی "نزديک دور دست"- برلين، پس از سال ها می ديدمش. چه پر تجربه يافتمش. همان لحظه دوربين ام را روشن کردم تا شرح موفقيت هايش را از زبان خودش ثبت کنم... بگذريم، قرار بود از سومين تور اين نمايش در آلمان بگويم. در سالی که گذشت عاقبتی در شهرهای برلين، فرايبورگ و مانهايم. و امسال در شهرهای ويسبادن، هايدلبرگ و اشتوتگارت و در کشور دوبی - شارجه اين نمايش را به روی صحنه خواهد برد. اين نمايش در بيست و دومين فستيوال تئاتر فجر، جايزه های بهترين کارگردانی، صحنه آرايی، و دو بازيگر اين نمايش هومن دهکردی و شبنم طلوعی با ايفای نقش های ماندگارشان، جايزه بهترين بازيگران مرد و زن را ربوده اند. برنامه اجرای نمايش "می بوسمت و اشک" بدين شرح خواهد بود.


شنبه 21 مای  ساعت 8 شب  سالن اشتاتش تئاتر-  شهر ويسبادن.
يکشنبه 22 مای  سالن تئاتر شهر- هايدلبرگ
دوشنبه 23 مای  خانه تئاتر- اشتوتگارت

Posted by payam at 5:07 PM | Comments (1)

May 16, 2005

May 11, 2005

هوشنگ توزيع، شهره آغداشلو

روزهای پر مشغله ای را می گذرانم، فکر کرده بودم که از برلين می روم،برای هميشه. ولی برلين با سرنوشت من گره خورده است. برلين برايم مترادف است با روزهای پر کتاب و موانست با همه ی خوبانی که مطئنم بودنشان جزيی از تقدير من بوده است. ولی امان از سياسيون بی کتاب. سياسيونی که اغلب سودای نوشتن دارند تا سر خواندن، و گويی، همه ی کتاب های نا خوانده را از بحرند و اما اگر تبحری در آنان بتوان سراغ کرد، تبحر در طرح و بسط قبيله هاست که نسب و سياق جماعت شان، به هيئت نمازگزاران جماعت هر محله را می ماند که نرسيده به نماز، سراسيمه و بی تکبير، در رکوع امام جماعت شان، زودتر از او به سجده می نشينند.
شايد اگر نمايش زيبا و گزنده ی هوشنگ توزيع "از ماهواره با عشق" را نمی ديدم به دنبال مثالی از رسانه ها نمی بودم. هوشنگ توزيع و بهروز وثوقی و جمع بازيگران حرفه ای اش به راستی، عده ای از امامان جماعت تلويزيونی را در طی سه ساعت به شلاق می کشند. خنده های يک ريز و مداوم به تلخی و سادگی هر يک از مايی که دل به مشتی حرف از جنس روضه و موعظه بسته ايم. و آنچه خلايق را در اين نمايش همدل می کرد، خنده های از ته دل هر يک از ما بود.يکشنبه، هشتم ماه می 2005 پس از اجرای موفق نمايش "از ماهواره با عشق" فرصتی دست داد تا با هنرمندان اين نمايش به گفتگو بنشينم. و همين ديشب بود که در خانه هنر و ادبيات هدايت، با هوشنگ توزيع و عباس معروفی تا پاسی از شب، به شادی نوشيديم و از هر دری سخنی گفتيم. از انقلاب فيروزه ای وبلاگ نويسان نسل جوان گفتيم، که بی درنگ هوشنگ توزيع را مشتاق وصل به اين پديده و موج موجود نمود. دو دل بود که آيا با شهره آغداشلو همسرش، مشترک به حلقه ی ملکوت بپيوندند و يا هر کدام مجزا صاحب وبلاگ باشند، گر چه تماس با شهره همسرش ميسر نشد، ولی حتم داشت که شهره آن چنان ولعی در نوشتن و ايجاد ديالوگ با هموطنانش دارد که ديگر مجالی هم به او نخواهد داد. بنا شد سر حلقه ملکوتيان، داريوش محمد پور، دو وبلاگ مجزا را برای اين زوج هنرمند و محبوب اختصاص دهد. و اگر ديشب خط اينترنت خانه هدايت ناز نمی کرد، هوشنگ توزيع به طرفه العينی مطلبش را براي دوستدارانش نوشته بود.حضورشان را منتظر می مانيم و يازدهم ماه می را هر سال می توان در وبلاگ شهره، تولدش را  تبريک گفت.

Posted by payam at 4:22 AM | Comments (4)