آرامش دوستدار، تحصيلات عالی خود را در آلمان گذرانده و دارای دکترای فلسفه از دانشگاه بن است. وی بين سال های 1352 تا 1357 به عنوان استاد فلسفه در دانشگاه تهران تدريس نموده است.
نخستين کتاب او تحت عنوان" ملاحظات فلسفی در دين و علم" يکی از ارجمندترين آثار فلسفی است که در دوران معاصر به زبان فارسی نگارش يافته است. می توان اين کتاب را شالوده ای نظری برای دو کتاب بعدی نويسنده دانست. آرامش دوستدار در اين اثر می کوشد تفاوت ميان حوزه های بينش دينی و ديد علمی را از يکديگر نشان دهد تا مآلأ بدينوسيله روشن سازد که تفکر فلسفی در ماهيت خود نه بينش دينی است و نه ديد علمی. در واقع شناختن بينش دينی و ديد علمی در اين اثر، به گونه ای سلبی به عنوان روشی برای راهيابی به تفکر فلسفی به کار گرفته می شود. به نظر نويسنده ی کتاب، دين و علم از آن گونه جلوه های حيات معنوی انسانی هستند که فلسفه را به معارضه می خوانند. وجه ظاهرأ مشترک بينش دينی و ديد علمی از يکسو و تفکر فلسفی از سوی ديگر در آن است که همگی از چيستی و چگونگی هستی جهان می پرسند. دومين کتاب آرامش دوستدار، "درخشش های تيره" (چاپ نخست کلن 1370 و چاپ دوم پاريس 1377) نام دارد. نويسنده در اين اثر، "روشنفکری ايرانی" را که هنر آن را در "نينديشيدن" می داند، به نقدی راديکال می کشد و با ژرف انديشی سنجشگرانه در رفتار "فرهنگی ما" می کاود تا کارسازی فرهنگی آن را روشن سازد. تزهای کانونی اين کتاب تاکيد بر اين دارند که ما در 150 سال گذشته نيز بر خلاف ظاهرش در اسارت ديرپای فرهنگی مان همچنان "ناپرسا و نينديشا" مانده ايم و در دوره ای که کلام الهی مستقيمأ از افق فرهنگی برخی از متجددان خارج می شود، روال درونی به همان گونه ناپرسا باقی می ماند که پيشتر بوده است. نويسنده تصريح می کند که فرهنگ ما چون دينی بوده و مانده، در سراسر رويدادش "ناپرسنده ی پرسش نما" بوده است. ناتوانی ما در پهنه ی مسلط فرهنگی، ناشی از "دين خويی" و مآلأ نا پرسايی فرهنگی ما بوده است. نويسنده خاطر نشان می سازد که "دين خويی" الزامأ با دين به مفهوم تاريخی يا متداول آن و نيز پارسايی اصيل که از شرايط دين است کاری ندارد، بلکه رويکرديست که از انديشيدن و پرسيدن می گريزد و از نزديک شدن به هر پرسش ناسازگار با دستورالعمل های فرهنگ مستولی در جامعه می پرهيزد. به طور خلاصه "دين خويی" يعنی آن رفتاری که امور را بدون پرسش و دانش می فهمد. نويسنده يکی ديگر از مشکلات اساسی فرهنگی ما را در "روزمرگی" می داند. "روزمرگی" يعنی سطحی ماندن و رفتاری که هيچ جويايی و جنبش درون رونده ای در آن ديده نمی شود تا عمقی به آن سطحيت بدهد. نويسنده پس از روشن کردن مفاهيم کانونی نقد خود، تصريح می کند روشنفکری چيزی جز "در هم شکستن سلطه دين خويی و روزمرگی" نيست. سومين کتاب آرامش دوستدار"امتناع تفکر در فرهنگ دينی" است. برخی بررسی های اين کتاب، پيش از اين، در پنج مقاله ی پی در پی تحت همين عنوان در نشريه "الفبا" منتشر شده بود. اينک در کتاب " امتناع تفکر در فرهنگ دينی" (انتشارات خاوران، پاريس 1383) که می توان آن را اصلی ترين اثر آرامش دوستدار ارزيابی کرد، آن بررسی های اوليه، به صورتی گسترده به پيش رانده شده و پيکر گرفته اند. آن رگه ی سرخی را که در آثار پيشين آرامش دوستدار به چشم می خورد، می توان در اين کتاب با برجستگی بيشتری پی گرفت. نويسنده بدوأ تصريح می کند که ظلمت هر اعتقادی، حقيقت هر اعتقاد است. حقيقت بدين معنا آن ناپرسيده و نادانسته ای ست که با احاطه ی درونی اش بر ما فرهنگی می شود، يعنی احساس جمعی را تسخير می کند و شالوده ی اعتقاد را پی می ريزد. وی، فرهنگ مبتنی بر چنين بنيادی را دينی می نامد و فرهنگ ايران را در سراسر تاريخش بر اين بنياد اعتقادی و لذا دينی می داند. دو مفهوم بنيادين در اين اثر،«فرهنگ دينی» و «امتناع تفکر» هستند. تز کانونی کتاب می گويد که تفکر در فرهنگ دينی ممتنع يا ناممکن است و از آنجا که فرهنگ ما در سراسر تاريخش دينی بوده است، انديشيدن در آن، از همان آغاز محال بوده و همچنان مانده است. با اين حال نويسنده تصريح می کند که فرهنگ ما کاملأ تهی از پرسش و انديشه نبوده است. نمونه های نادری از پرسش و انديشه در آن وجود داشته اند که چشمه های فکری برخاسته از آن ها، در برهوت فرهنگ دينی ما خشک شده اند. به اين ترتيب، نويسنده ميان" فرهنگ دينی" و "امتناع تفکر" رابطه ای علی می بيند، به اين صورت که "فرهنگ دينی" مطلقأ علت است و "امتناع تفکر" مطلقأ معلول آن. آرامش دوستدار در اين اثر، به بررسی مسايل زير زمينی فرهنگ ما و ناديده مانده ها و نا يافته های آن همت می گمارد و می کوشد در دوره ها و پديده های مهمی از ايران باستان و ايران اسلامی بکاود و بنگرد. اين کاويدن و نگريستن و تحليل های برآمده از آن، کاملأ درونی صورت می گيرد و نه از ديدگاهی بيرونی. چرا که به نظر نويسنده، هر فرهنگی بغرنج های خودش را در درون دارد و آن را با خود حمل می کند. بغرنج هايی که راه حل های درونی می خواهند، نه بيرونی و عاريتی. بنابراين، خودشناسی با معيارهای ناخودين هرگز ميسر نمی گردد. شناختن، چه ناظر بر ما و چه ناظر بر جز ما باشد، همواره با اين شرط صورت می گيرد که بتوانيم با آن چيزی که می خواهيم بشناسيم فاصله بگيريم. نويسنده، مشکل جدی در خودشناسی فرهنگی ما را در مقاومت درونی می بيند که خود يکی از عوارض فرهنگ دينی است. انگيزه های اين مقاومت درونی اگر چه متفاوت و گاه متعارض اند، اما همين مقاومت درونی به تنهايی سمج ترين مانع در راه يافتن به خودشناسی فرهنگی ماست. پی بردن به وضع وخيم فرهنگ ما بسيار دشوار است و ما آنقدر آسان گير و سطحی هستيم که نتوانيم وخامت وضع را ببينيم. فقط کوشش آگاهانه ی توانفرسا می تواند ما را از زنده به گور شدن فرهنگی موقتأ نجات دهد. فقط و فقط با آشتی ناپذيری جستجو کننده ای که موانع، و نه خودش را جدی بگيرد، شايد روزی بتوانيم ديوار خاراي اين فرهنگی را که ما را چون تله ای احاطه کرده از تو بشکافيم و بدرانيم.
آرامش دوستدار، سی ام آوريل 2005 در ساختمان شهرداری شارلوتنبورگ برلين به دعوت "انجمن فلسفی دوستداران انديشه" به ايراد سخنرانی خواهد پرداخت.
در حال خواندن کتاب اخیرشان هستم امتناع تفکر در فرهنگ دینی. بسیار عالی ست و جای بحث هم دارد. حیف که گاهی مشکل در فهم مطالب هست. خوب آقای دوستدار کلا خیلی سخت مینویسند نمی توان ایرادی گرفت.
ایراد از ماست که در این زمینه کم کار کرده ایم و کمتر ایرانی اینگونه نوشته است. زنده باشند و مثل همیشه پرکار
با سپاس از شما بخاطر این کار زیبا و مفید
پروین
با سلام
متشكر از شما به علت فرم نظر خواهي و مطرح كردن اسم آقاي دوستدار.
شايد انتظار زيادي باشه ولي از شما و آقاي دوستدار و ناشرش مي خواهم
راهي براي دستيابي ايرانيان تشنه داخل مرز كه احتمالا ميراث بران اصلي اين گونه فكر خواهند بود بيانديشند.
با سلام و درود
مطالب فوق چكيده 3 كتاب آقاي دوستدار بسيار عالي بود
ممنون . خوبه كه براي اولين بار از اينجا با ايشون آشنا شدم.
Posted by: marasad at April 21, 2005 1:32 AM