September 14, 2004

بهمن فرمان آرا، عطر ياس

(عکس برگرفته از سايت خبرگزاری فارس)
بهمن فرمان آرا، عطر ياس


حدود يک ماه پيش بود که فرمان آرا،  برلين را از فرودگاهِ  تِگِل به مقصد تهران ترک کرد. فرمان آرا برای تعويض مفصل زانوی پای راست به برلين آمده بود و در يکی از بيمارستان های خصوصی حومه شهر برلين دوهفته بستری بود. با عباس معروفی و دوستان  کلاس داستان نويسی اش  به عيادت " فرمان آرا" رفتيم. به اتاق که وارد شديم  به انگليسی در حال مکالمه ی تلفنی بود. چمدان بزرگی در گوشه ی اتاق به چشم می خورد که آن اتاق کوچک را کوچک ترنشان می داد . و تلويزيونی کوچک تر که بيشتر به مانيتوربسيار کوچکی شبيه بود و فرمان آرا مجبور بود که بازيهای المپيک را از آن روزنه کوچک تماشا کند. می گفت:" لطفی که تماشای اين دوره مسابقات المپيک برای من دارد اين است که ببينم هيچکدام از کارهايی که اين ورزشکاران انجام می دهند ،من قادر به انجام اش نيستم". مدام  می خنديد و گه گاه از جابجايی دردناک پايش اخم می کرد؛ و به دستگاهی که در پايين تخت اش برای ورزش مفصل زانو قرار داشت و در هر حرکتش درد می پراکند، چپ چپ نگاه می کرد. شديدا برای برگشتن به ايران  بی تاب بود ، می گفت: " بايد خودم را برای ساخت فيلم" يک بوس کوچولو" آماده کنم، و پس از آن مهيای ساخت فيلم ديگری شوم  ولی اين بار در برلين؛ بازيگران و ديگر عوامل فيلم هم مشخص شده اند".  يادم می آيد که فرمان آرا  در مصاحبه ی قبلی ام گفته بود: " هيچوقت در خارج از کشور فيلم نخواهم ساخت..." جای بسی  خوشحالی ست  که سينما گرانی چون بهمن  فرمان آرا و بهمن قبادی  با ساخت فيلم هايی درخشان، نظر تهيه کنندگان خارج از کشور را به خود جلب نموده اند. اين گونه،  دست اندرکاران فستيوال های جهانی  با فراخوان سينماپردازان موفق، جوايز را به راه دوری نخواهند داد و خود را در افتخارآفرينی هنرمندان کشورهای دور، شريک و نزديک می کنند. بی شک فيلم "به سوی تاريکی"  فرمان آرا در فستيوال فيلم برلين( برلينال) نظر منتقدان را به خود جلب خواهد نمود. فيلم مضمون اجتماعی خودش را تا دور دست های غربت ما به پيش می کشد. غربتی که فرمان آرا به خوبی با آن آشناست و بودن اش را در آن تاب نمی آورد. غربتی که سايه روشن هايی دارد به شدت سياه و خاکستری، سياه به رنگ ستم ها و بی رحمی های حاکمان، و خاکستری به رنگ سردی روابط انسانی و خانوادگی آدمها. از سياه و خاکستری های فيلم " شازده احتجاب" گرفته تا " سايه های بلند باد"، و از"بوی کافور عطر ياس"  تا "به سوی تاريکی".


 اولين ساخته وی در خارج از کشور قصه يک تحول وآشوب خواهد بود، قصه ی فرود آمدن سنگينی وقايع بر دوش زن. و باز هم تحول، تحولی که بازيگرانی چون  "هديه تهرانی" و "رضا کيانيان" به خوبی آن را در فيلم " بهمن فرمان آرا"  نشان خواهند داد و" محمود کلاری" فيلم پرداز توانا نيز بايد همه ی آنچه را که هست را  با دوربين خود ثبت کند. گپ و سخن ادامه دارد و آنچه که در ميان جملات فرمان آرا هميشه تکرار می شود فقط يک نام است و آن "هوشنگ" است؛ "هوشنگ گلشيری". يک عمر مؤانست با او و اينک نبوندش، غمی ست ابدی  در يادهای " بهمن" .

Posted by payam at September 14, 2004 11:19 AM
Comments

منتظر به سوي تاريکی می مانيم

Posted by: ناصری at September 15, 2004 10:10 PM

salam moteasefane dastresi be barname farsi nadaram. khaste nabashid. pajedar bashid

Posted by: oخیال تشنه at September 14, 2004 9:10 PM