May 1, 2004

مصاحبه راديويی صدای آلمان با رضا قاسمی

نقطه پايان رضا قاسمی بر هياهوی اخير هيئت دبيران کانون نويسندگان درتبعيد؛ مصاحبه راديويی صدای آلمان و سئوالات بهنام باوند پور از رضا قاسمی شنيدنی ست.
رضا قاسمی در مورد کيستی و چيستی خويش و تجربه بودنش در خارج از کشور می گويد و ديگر اينکه بخشی از کانون نويسندگان در تبعيد، نه درکی از هنر دارند، و نه مشروعيت قانونی دارند.

دويچه وله: مى پردازم به يك سوال كاملا متفاوت. هيات دبيران كانون نويسندگان ايران در تبعيد در بيانيه ى شديدالحنى جشنواره ى «نزديكى دوردست» را تحريم كرده و مسايلى را در آن بيانيه مطرح كرده است كه براى همه تقريبا روشن است و همه از آن آگاه هستند و در تمام سايتهاى اينترنتى منعكس شده است. نظرتان راجع به اقدام هيات دبيران اين كانون چيست و به هنگام خواندن آن چه حسى به شما دست داد؟

رضا قاسمى: من شخصا با چيزهايى مثل هنر مفهومى، انستراسيون و اين چيزها ميانه اى ندارم. ولى طبيعتا اگر در كارى ذوقى باشد، خوشم مى آيد. من وقتى به اينجا آمدم و اين كارها را ديدم، از يكى دوتاشان كه در آنها ذوقى بكار رفته بود خوشم آمد و بعد رفتم آن ويترين ديگر را هم ديدم. از قضا آن ويترين يكى از ۱۰ يا ۱۲ كارى بود كه من خوشم نيامد. ولى اينكه ما از كارى خوشمان بيايد و يا نيايد يك چيز است، اينكه زبان كارى را نفهميم چيز ديگرى ست. من وقتى اين ويترين را ديدم، متوجه شدم كه اين باقى ماندن بعضى از ايرانيان تبعيدى در گتوى خودشان به طرز فاجعه بارى تازه دارد نتايج خودش را نشان مى دهد. يعنى متوجه شدم كه اين دوستان كانون نويسندگان كه اين اعلاميه را داده اند، به طرز وحشتناكى از جامعه معاصر عقب افتاده اند، از درك جهان معاصر عاجز هستند، از درك هنر معاصر عاجزند و من به جرئت مى گويم وابسته ى فرهنگى سفارت ايران در برلن اگر ذره اى شعور مى داشت و مى آمد اين ويترين را مى ديد، اعتراض مى كرد و مى گفت كه اين ويترين را برداريد. يعنى او اعتراض مى كرد كه برداشته شود، نه كانون نويسندگان. چرا؟ چون در اينجا آقاى خمينى كه براى آن رژيم يك رهبر كاريزماتيك است تبديل شده به يكى از صدها ابژكتى كه در آنجا است و يكى از ضعيف ترين ابژكتها. كانون نويسندگان در تبعيد، آن بخشى كه اين اعلاميه را داده، نشان داده است كه هيچ دركى از هنر ندارد و نشان داد كه دركى هم از آزادى و دمكراسى ندارد. براى اينكه آزادى يعنى اينكه تو اجازه داشته باشى حرف خودت را بزنى و دشمن تو هم چنين اجازه اى را داشته باشد. دمكراسى هم يعنى اينكه تو گوش بدهى به حرف ديگرى و با او مكالمه كنى. اگر اعتراض دارى بيا آنجا و جلوى همان ويترين بايست و اعتراضت را بكن.

دويچه وله: يك سوال حاشيه اى در همين ارتباط. قضاوتتان درباره ى كانون نويسندگان ايران در تبعيد در مجموع چيست؟

رضا قاسمى: با كمال تاسف بايد بگويم، بيشتر تصميماتى كه گرفته است، غلط است. خود من در سه مورد متوجه شده ام كه اينها تصميماتى گرفته اند و انتظار داشته اند كه من كارهايى را بكنند كه آنها مى پسندند و احساس توهين كردم كه چه جور اينها به خودشان اجازه مى دهند براى يك نويسنده، هركس كه باشد، تعيين تكليف كنند كه كجا برو و كجا نرو. اگر بروى آدم حسابى نيستى و اگر نروى آدم حسابى هستى. يكى از دفعات قبلى كه اينها هياهو به راه انداختند، سخنرانى در سوآز در دانشگاه لندن بود، كه در آنجا حتا چند نفر از اعضاى كانون نويسندگان سخنرانى داشتند. آقاى براهنى سخنرانى داشت، آقاى خاكسار، آقاى معروفى داشت. اينها باز اعلاميه دادند كه دست جمهورى اسلامى در كار است و آن جلسه را تحريم كردند. يك نكته ى ديگه كه مى خواهم بگويم درباره ى كانون نويسندگان، آن بخشى كه اين اعلاميه ها را داده است، ته حرفشان را كه نگاه مى كنى، مى بينى در واقع حرفشان اين است: كسانى كه در اين جلسات شركت مى كنند، چرا ما اينها را تعيين نكنيم. و بعد از همه بدتر وقتى خود كانون نويسندگان نماينده ى كل نويسندگان خارج از كشور نيست و بايد گفت شايد ٪۳۰ از نويسندگان خارج از كشور عضو كانون نويسندگان نيستند، از كجا كانون نويسندگان مى خواهد اين مشروعيت را پيدا بكند كه تعيين بكند چه كسى در كجا شركت بكند و يا نكند

Posted by payam at May 1, 2004 1:10 PM
Comments

دوست عزیز....از یکی از مطالبت تو وبلاگم استفاده کردم.....امیدوارم همیشه شاد و پیروز باشی،حباب!

Posted by: حباب at May 1, 2004 4:59 PM