January 5, 2004

امروز زاد روز فروغ است.......

همه می‌دانند
همه می‌دانند
كه من و تو از آن روزنهء سد عبوس
باغ را ديديم
و از آن شاخهء بازی‌گر دور از دست
سيب را چيديم

همه می‌ترسند
همه می‌ترسند، اما من و تو
به چراغ و آب و آينه بپيوستيم
و نترسيديم

نيمه دي ماه است
نيمه هر سيبي شبيه نيمه دل اوست
او از زندگي نيمه بودني را مي خواست كه هميشه از او دريغ مي شد
نيمه وجودش
نيمه بودنش
درد زندگي فروغ سياهي فكرهايي بود كه در خاكستري آسمانش همچون ابر در حركت بود
نمي خواهم در تولد از سياهي بگويم
فروغ مثل همه زنان ايراني
درد زن بودن را سرمه چشمانش مي كرد و به خود مي باليد
در آستانه يك آسمان سپيدي و دلتنگي زاده شد .
امروز زاد روز فروغ است.
با فروغ به دل كوير مي رويم و كنار كودكان دلتنگ و مادران باراني مي نشينيم...

زني به نام سياوش
15/10/82

Posted by admin at January 5, 2004 7:55 AM
Comments

درود ، تبريك ميگم ، جالب بود

Posted by: آ÷اچی بزرک at January 7, 2004 11:57 AM

همه زن هايي ايران از زن بودن رنج ميكشن..!
حقيقتي است بسيار تلخ..!

Posted by: sara at January 7, 2004 11:47 AM

سلام به تمام زنان ايراني فروغتان پر فروغ باد

Posted by: اتو سا at January 7, 2004 9:58 AM

چه نرم و آهسته در اين روزهاي طوفان زده پس از زلزله ياد فروغ کردي 0 اين همان گل يخ روييده در سرماي زمستان است0 دستت درد نکند!

Posted by: mitra at January 7, 2004 8:18 AM

ممنون كه ياد فروغ عزير را براي ما باز زنده كردي! به همه دوستان زاد روز تولد اين شاعره بزرگ رو تبريك مي گم.

Posted by: neousha at January 7, 2004 7:25 AM

ممنون كه ياد فروغ عزير را براي ما باز زنده كردي! به همه دوستان زاد روز تولد اين شاعره بزرگ رو تبريك مي گويم.

Posted by: neousha at January 7, 2004 7:25 AM

چه زیبا بود سخنت در این شبهای بی ستاره
به من سر بزن:
http://alinonline.blogspot.com

Posted by: هزار حرف نگفته at January 6, 2004 11:07 PM

salam Janam
eteraz
1-man fekr nemikonam forogh mesle hamey zanhay irani bod
2-ve az drde zan bodan sormeh be chshmhayesh mikashid ve bad aftekhar mikard
na na na

Posted by: bibigol at January 6, 2004 2:28 PM

سلام
چه خوب يادی كردی از فروغ عزيز ...
فقط آن روزنه سرد بود و عبوس، نه؟
و در ضمن جای همهء دوستان خالی كه امروز رفتم به ديدن فروغ در سرمای زمستانی و يخ‌بندان پس از برف‌باران و حضور سپيد برف، از صبح تا ظهر.
و چه جالب كه بر آستانهء او دوستان ديگری هم بودند از هم‌شهريان‌ام! و يكی‌شان چه كهن‌سال بود.
چند تايی هم عكس گرفتم. ديدار خوبی بود! نفسی كشيدم در اين روزگار روزمرهء ...
و خرده خيراتی هم به حساب همين‌جوری ...
...............................................................
راستی رويدادهفته را هم خواندم. شايد نامه‌ای برای دبيران‌اش بنويسم. چندان به دل نمی‌نشيند كه بی‌روح است مقداری و بی‌سرپرست ...

Posted by: شين at January 5, 2004 8:30 PM

زاد روزِ فروغ گرامی باد

Posted by: محمد جواد طواف at January 5, 2004 9:12 AM