September 15, 2003

جامعه شناسی ديناميک !

کاتب بزرگوار کتابچه بر من ايراد گرفتند که: تا آنجا که سواد من قد مي دهد، احتمالا جامعه شناسی ديناميک وجود ندارد.،
مصاحبه دکتر بهنام و رامين جهانبگلو را در (کلک انديشه) مورخ پنجشنبه بيستم خرداد ماه يکهزار و سيصد و هفتاد و دو
را عينا در ذيل نقل به مضمون می کنم تا در مورد بالانديه اندکی بيشتر بياموزيم:
جهانبگلو: مکتب جامعه شناسی تاريخی نيز مورد توجه است .
دکتر بهنام: بله.(جامعه شناسی تاريخی) ديگر بار مورد توجه قرار گرفته با اين تفاوت که در گذشته بيشتر جريان های بزرگ تاريخی را مطالعه می کرد و زمينه تئوری های عمومی جامعه شناسی بود حال آنکه امروز به نهادهای خاصی نظر دارد مثلا خانواده و يا زندگی دهقانی و مانند آن. باز هم بايد بگوئيم که بدون آنکه علوم اجتماعی از تئوری های عمومی بی نياز باشد امروز به شاخه های خيلی عملی تری تقسيم شده است
آخرين نظريه عمومی که هنوز آثاری از آن باقی است مکتب ساختارگرائی است که به مدت 20 تا 25 سال نقش بسيار مهمی در غرب بازی کرد .کلود لوی اشتراوس با الهام از آثار زبان شناسی سوسور اين نظريه را در انسان شناسی پايه ريزی کرد اما اندک اندک اين نظريه از انسان شناسی فراتر رفت و فلسفه و علوم ديگر را در بر گرفت و کسانی چون ميشل فوکو ، لاکان، و باتز به آن گرويدند . پس از چندی اين موج عظيم فروکش کرد و ساختار گرائی در همان حيطه انسان شناسی باقی ماند

لوی اشتراوس می گويد که هيچگاه نخواسته است يک تئوری عمومی ارائه دهد بلکه مرادش آن بود که وقايع را هم زمان مطالعه کند و نه در طول زمان . قصد لو اشتراوس پيروی از مکاتب معتقد به تحول نيست . او می خواهد روابط ساختاری را مطالعه کند و قصد مقايسه هم نيست چون مطالب را مانند يک موزائيک در کنار هم نمی بيند بلکه فقط روابط درونی ميان آنها را جستجو می کند . يکی از کسانی که در برابر اين مکتب روش تازه ای اتخاذ کرد استاد من ژرژ بالانديه بود که می توان او را پايه گذار جامعه شناسی ديناميک معرفی کرد . بالانديه تضادی را که جامعه شناسی بعد از جنگ ميان جوامع سنتی و جوامع جديد ايجاد کرده بود نفی کرد و اعلام نمود که نمی توان اين جوامع را در دو قطب مختلف در برابر هم قرار داد . جوامع سنتی دائما در حال حرکت و تغييرند و قادر به نوآوري های درونی . بايد آنها را شناخت و از اين ديناميسم درونی برای آينده مدد گرفت . بالانديه بر اساس مطالعاتش در آفريقا حرفهای تازه ای زد از يک سوی با روش های جامعه شناسی درباره جوامع سنتی مطالعه کرد (درحالی که تا آن زمان فقط مردم شناسان به مطالعه اين جوامع می پرداختند) و از سوی ديگر باعث شد که مکتب ساختارگرائی بيشتر به صورت سکونی معرفی شود و (جامعه شناسی وابستگی ) Sociologie de la dependence بالانديه به عنوان جامعه شناسی ديناميک .

Posted by admin at September 15, 2003 2:37 PM
Comments

سپاس.

Posted by: کاتب کتابچه at September 23, 2003 2:18 PM