دکتر جمشيد بهنام،محقق، نويسنده و مترجم، و استاد دانشگاههای تهران و سوربن، هفتم نوامبر به برلين خواهد آمد.
دکتر بهنام، خود از پايه گذاران موسسه علوم اجتماعی و دانشکده علوم اجتماعی تهران بوده است، و شاگردی استادان به نامی ازجملهْGeorge Balandier (پايه گذارجامعه شناسی ديناميک ) و در رشته ی اقتصاد، آلفرد سووی ( موسس موسسه ی جمعيت شناسی فرانسه ) بوده است .
عمده مطالعات و تحقيقات دکتر جمشيد بهنام پيرامون مسائل خانواده، و جامعه شناسی فرهنگی و آينده نگری است و بحث تجدد از دغدغه های فکری دکتر بهنام از ديرباز بوده و هست .
برای شناخت بيشتر با نظرات جمشيد بهنام، چکيده ای از مصاحبه ی وی با رامين جهانبگلو را در ذيل می آورم و در پايان به معرفی کتابی از دکتر بهنام با عنوان (برلنی ها ) انديشمندان ايِرانی در برلين می پردازم .
بهنام در شرح مسائل کنونی دنيای امروز ميان سرزمين های عقب مانده و پيشرفته که از لحاظ اقتصادی مشترکند به مسائل فقر، مهاجرت، محيط زيست ، آموزش و پرورش و خانواده اشاره دارد، او در مورد خانواده می گويد:
خانواده موضوع ديگری است که هر چند ظاهرا به آن اهميت داده نمی شود ولی عملا و تلويحا يکی از مباحث دائمی وسائل ارتباط جمعی و جامعه شناسان است. شکل خانواده هسته ای ( یعنی پدر و مادر و دو فرزند) در حال متلاشی شدن است و انواع ديگری از خانواده مانند همزيستی يکی از والدين با بچه ها رو به ازدياد است . طلاق دائما رو به افزايش است و ازدواج رسمی رو به کاهش و در عوض همزيستی و هم مکانی زن و مرد (حتما برای مدت بسيار طولانی ) رواج زيادی پيدا کرده است ...
بهنام در سئوال ديگری پيرامون موضوع تجدد و مدرنيته می گويد :
به عقيده ی من متاسفانه مفاهيم تجدد و غرب گرائی و جهانی شدن مسائل دنيای کنونی، به اندازه کافی از طرف روشنفکران و محققين ايران شکافته نشده است، و هر کس تعبير و تفسيری از آن داده است مطابق با عقايد سياسی و طرز تفکر خود . تجدد به معنای غرب گرائی نيست و اين مفهوم را هفتاد سال پيش نويسندگان و محققان ما به درستی در نوشته های خود به کار برده اند( رجوع کنيد مثلا به مجله ايرانشهر يا کاوه ) ولی به خاطر نوشته های برخی نويسندگان معاصر، امروز بسيارند کسانی که تجدد و غرب گرائی و غرب زدگی و چند ده مفهوم ديگر را مترادفا به کار می برند و همه ی اين مفاهيم را در برابر ميراث ملِی و شعائر ايرانی قرار می دهند . چه کسی گفته است که تجدد به معنای از دست دادان هويت فرهنگی و تقليد کورکورانه از ديگران است . مگر کشورهای اروپائی که به اصطلاح متجدد هستند هويت فرهنگی و ارزشهای اخلاقی خود را از دست داده اند ؟ . ما غرب گرائی حتی غرب زدگی را با تجدد مترادف می آوريم . تجدد امروزه به معنای جهانی شدن است با حفظ هويت فرهنگی . غرب ديگر تنها مدل نيست
تنها عامل پيشرفت و تجدد هم نيست . ماشين امروز در اروپا و آمريکا و ژاپن و چين و هند ساخته می شود و حاصل تحول ميراث بشری است . تجدد و سنت را هم نمی توان در برابر هم قرار داد، از بسياری از سنت ها می توان در راه تجدد مدد گرفت ، البته بعضی از سنت ها ديگر قابل قبول نيستند . امروزه جهانی بودن و غربی شدن با هم فرق دارند ، بايد با جهان معاصر پيش رفت.
- جهانبگلو: البته از لحاظ تاريخی، انديشه تجدد در غرب بوجود آمده است
- بهنام : تجدد را می توان دو جور معنا کرد؛ يکی آن چيزی که در چهار قرن اخير، همانطور که شما گفتيد، در غرب اتفاق افتاد که نتايج آن هم دموکراسی و خردگرائی بود . و ديگری هر نوع ديناميزمی است که با استفاده از عوامل درونی و آنچه از تقارن های ديگر آمده است ايجاد می شود .
- جهانبگلو: به عبارت ديگر، مدرنيته خود عنصر اصلی سنجش و تغيير انديشه مدرن بوده است .
- بهنام : بله، ولی می دانيم که فقط عوامل داخلی کافی نيست ، در بسياری از موارد برای تغيير بايد از عوامل برونی هم استفاده شود، مقصود اين نيست که عوامل برونی فقط از غرب می آيد . الان اين عوامل برونی را ما از خيلی از فرهنگ های ديگر هم می توانيم بگيريم، در حال حاضر مسئله ی گفتگوی فرهنگ ها بسيار اهميّت دارد، اما در ايران علاقه زيادی به آن نشان داده نمی شود ، از فرهنگ های مختلف خيلی چيزها می شود فرا گرفت از جمله اينکه در برابر فرهنگ ملی ، فقط فرهنگ غرب قرار نگرفته است بلکه می توان با مجموعه ائی از فرهنگ ها داد و ستد داشت . اما جهانی شدن هم به معنای از دست دادن هويت نيست، بلکه منظور بهره بردن از عوامل مشترکی ست که فرهنگ معاصر جهان را تشکيل می دهند . از دست دادن هويت فرهنگی امر ساده ای نيست و همه ی ملت های جهان نيز هويت خود را دارا هستند . ايرانی هم هيچگاه از اين بابت بيمی به خود راه نداده بود تا اينکه در اين 20-30 سال اخير متاسفانه تحت تاثير سخنان بی مايه برخی از نويسندگان اين ترس بوجود آمد ، همانطور که همه ی کشورهای صنعتی، خصوصا درآسيا هويت خود را نگه داشته اند ما هم قادر خواهيم بود اين هويت را که بسيار نزد ما قوی و عزيز است حفظ کنيم ...
- در کتاب برلنی ها، دکتر بهنام به معرفی جمعی از انديشمندان و آزاديخواهان ايِرانی که در فاصله سالهای 1915-1930 در برلين می زيستند، می پردازد.
- در اين سالها انديشه مندان و آزادی خواهان ايرانی، از طريق انتشار چند مجله و روزنامه انديشه ها و موضوعاتی را مطرح کردند که از نظر سير تاريخ انديشه معاصر ايران دارای اهميت است . بی شک افرادی چون تقی زاده ، جمال زاده ، محمد قزوينی ، مشفق کاظمی، کاظم زاده ايرانشهر و فعاليت هایشان که به ناسيوناليسم ، تجدد خواهی ، دموکراسی ، آموزش عمومی و اصلاح ساختار قدرت دولت و جامعه و مبارزه عليه نظام استبدادی حاکم بر اِيران بود، از اهميت ويژه ائی برخوردارند.
- در مجالی ديگر کتاب برلنی ها را، به تحليل می کشم
-
-
سلام
استاد لطفا ارزشهای فرهنگی ایران(خانواده و نهادهای اجتماعی) را توضیح و تاثیر جهانی شدن را بر روی آن را شرح دهید.
با تشکر
با عرض سلام
من دانشجوی علوم تربیتی دانشگاه پیام نور قزوین هستم.
می خواستم به من در زمینه موضوع پایانامه من تحت عنوان جهانی شدن و ارزشهای فرهنگی کمک کنید.
اینکه ارزشهای فرهنگی جامعه ایران کدامند و جهانی شدن چه تاثیری بر این ارزشها و این نهادها میگذارد. با تشکر
دوست عزيز. تا جايی که سواد من قد میدهد چيزی به نام جامعهشناسی ديناميک، احتمالاً وجود ندارد. بالانديه به نقش داشتن در تکوين رشتهای به نام آنتروپولوژی سياسی/انسان شناسی سياسی شهرت دارد.
Posted by: کاتب at September 11, 2003 5:34 PMبگذار اشکهایت , باریده شود تا غم درونت از پس این پرده نمناک فرو لغزد
کاش می توانستی از پنجره چشمانت ابرهای نگاه مرا ببینی و آرزو کنی لحظه رعد و برق
آسمان نگاه مرا
تا بابارش آن غبار از برگهای دل آسمانی تو زدوده شود
من و تودر تقابل هم , من و تودر کنار هم, من و تو با هم
موجی خواهیم شد برای دل طوفانی من
دلم براي صداي ابريت تنگ شده
آقا سلام . اینجوری میهمان دعوت می کنند .کجایی؟
سریعابا من تماس بگیر.