August 23, 2003

مولود سلطان مبارک باد

به سلطان اعاظم السلاطين معلوم باد، به جهت استرضای خاطرآن سلطان سليمان مکان، وليعهد قدر گردون وقار در معيّت فرزند ارجمند حميده خصالشان، مليح الملکوت و ناظم الاطبای حاذق اکسيرافشان،به مناسبت قرب جوار و تمشيّت امورات بزم ولادت و تلازم در رکاب سلطان به حضور مبارک خواهند رسيد.
باری راويان اخبارو نمامّان، خبر از طرح توطئه اصحاب بغی وعناد می راندند که به اذن پادشاه سعادت دستگاه ،توقف و حيلت بر ملا گشت، خيل مردمان مشتاق ملکوت رنجه به زور پنجه بر ضريح کیبورد جان می کندند تابه وصال ملکوتيان واصل شوند وليکن به قول وليعهد :چون پرندگانی مشتاق، به پهنه ی مسدود شيشه ای پنجره ها بر می خوردند و تلپی در خماری فرو می افتادند .نمامان خبر می آورند که پادشاه جهان مطاع شايد به حيلت برگزاری ولادت ملوکانه شان در ساير بلاد الفرنجيه، عزم کشور گشايی دارند ...
و اينگونه حسودان با خصومت طبع، و غور در تبسّط حلقه ی ملکوتيان، با تبانی اجنبی، کمر به تخريق و تخسير بارگاه و عمارت به شيوه ی سفاهت بار قرن، همانا يورش با طيّاره، و زدن در عمارت نمودند که منجر به قحطی چند روزه ی انوار بارگاه گرديد.
باری چشم کور دلان کور باد! که فقط توانستند، چون جنگاورانی عليل، نيام بر کشند و عجولانه فقط سرش را بزنند، مقصودم سر در نگاشته های خيمه گاه هر يک از ملکوتيان است که آخرين مرقومه هاشان محو شده است و حتی ملکوتيان تازه وارد (از دور بر آتش) و(عطر ياس ) به کلی صدمه ديده اند، که اينگونه مباد و با تدبير شما چشم به راه حضور دوباره ی آنانيم.

Posted by admin at August 23, 2003 9:51 PM
Comments

خانم مهين
بيژن نجدی هم مثل تو می سرايد:
با کدام تکه از تن من
تن من
عاشق جهان شده است ؟

اما من در واحه ی حرف تو
عاشق تو شدم !
تکه ها از تنم می چکد

Posted by: سلامی و کلامی at August 24, 2003 12:11 AM

عزيزم ،اينجا من تنم هزار تكه شده است و هر روز با يك تكه اش ساعت ها را بند مي زنم
اما! دوستت دارم . ...حوصله وبلاك را هم زياد ندارم . اما سراغت ميام شايد تكه هايي هم پيش تو پيدا كنم

Posted by: mahin at August 23, 2003 10:53 PM