August 3, 2003

دين وب لاگ!

می خواهم بگويم که پديده ی نو ظهور وب لاگ، شبيه همين قوه تکلم ماست.
آیا برای شيوه ی تکلم و نحوه ی به ارتعاش درآوردن تارهای صوتی از جانب آفريدگارمان،کتابی دريافت داشته ايم؟
لکنت و بدآهنگی تناليته ی صدای افراد را هم، نمی توان به حيطه ی تعقل آنان تعميم داد.
اعتراض اساسی که بر اين بايدها و نبايدها وارد است اين است، که نه مفهمومی را برای عقايد شخصی ما می تواند بيابد، و نه شاخصی هم برای عقايد ديگران به دست می دهد.همه ی ما گويندگانی هستيم که با اين زبان نوری می توانيم جملاتی را به کار بريم که بيانگر واقعيت باشد، واقعيتی که اساس دموکراسی ست .و اين صراحت واقعيت را، با موعظه های پيامبر گونه، مکدر نکنيم.
اينگونه است که تا حال نتوانسته ايم، طرح های ادارکی مان از هستی را، به بوته ی نقد جماعت مفسر بسپاريم،و البته که، نه به بوته ی نقد پيامبران مفسر !
و همواره در اين فقدان ، برای طرح آزادی و از جمله آزادی بديهی زبان ،دچار تک گويی می شويم ، و ادراک شخصی مان را جهانی قلمداد می کنيم،و آوای نبود آزادی را در گلو خفه می کنيم، تا مطابق ميل حکومت های کتمان، از گفتار باز مانيم
و بدين شکل همواره:

- ترفند می خوريم و يکديگر را چه بسا در حين هم آوايی،متهم به بی نامی و اختفا در پشت القاب می کنيم، آنگونه که سردبير:خودم گفته اند: حلقه ی ملکوتيان در هاله ی نام های مستعار، پوشيده شده اند!، در اين تکلم زار نوری، می بايد مخاطب را در چشمک نوری يافت.
نام ها، پيرامونمان بی شمارند،و در کلام است که پرده های نام به کناری می رود تا بتوانيم خودمان را درروشنی متن بيابيم!سردبير: خودم هم، آن سيگنالی ست که حسين درخشان،برای خودانتخاب کرده تا خود را به ما معرفی کند و پای گفته هایش بنشاند! نام هر يک از ما هم ،همواره در گذر زمان به القابی آراسته بوده است
القاب حکومتی :ملکوت يا شيخ السلطنه
القاب اجتماعی : دکتر و مهندس
القاب فردی و از جمله نوظهوری که برای کد گذاری زبان نوری مان، به خود می بخشيم : سردبير: خودم

گويی هر اولينی، مِی بايد پيامبری کند


مائيم که گه نهان و گه پيدائيم
گه مومن و گه يهود گه ترسائيم
تا اين دل ما قالب هر دل گردد
هر روز به صورتی برون می آييم

Posted by admin at August 3, 2003 3:56 PM
Comments

سلام
رسم ......همه اينها از عايدات دين شماست....
اين صراحت شما در بيانتان مرا نابود كرده است ....

Posted by: nc at August 9, 2003 4:14 PM

ghebleye aalam be salaamat baad
dar masal monaaghesheh nist!

Posted by: payam at August 4, 2003 10:48 AM

ملکوت؟ القابِ حکومتی؟!

Posted by: قبله‌ی عالم at August 4, 2003 4:42 AM

چه كسي مي خواهد من و تو ما نشويم خانه اش ويران باد من اگر ما نشوم تنهايم ...تو اگر ما نشوي خويشتني...
و در آستانه اگر ظاهر مي شوي چنان ظاهر شو كه نسيم بر برگهاي سبز سحر گاه...
و سلام بر آن كلام بي ريا...

Posted by: nc at August 3, 2003 7:28 PM

می آيم، می آيم، می آيم
و آستانه پر از عشق می شود
و من در آستانه به آنها که دوست می دارند
و دختری که هنوز آنجا،
در آستانه ی پرعشق ايستاده،سلامی دوباره خواهم داد

- و سلام ای غرابت تنهايی!

Posted by: سلامی و کلامی at August 3, 2003 6:42 PM

ميان ماه من تا ماه گردون تفاوت از زمين تا آسمان است
چه رسد به عقايد مردمان...وقتي كه جناب سلام و كلام ‘ سلام را هم دريغ مي كنند از كلام با كنايه ديگران چه توقع

Posted by: nc at August 3, 2003 6:04 PM

ميان ماه من تا ماه گردون تفاوت از زمين تا آسمان است
چه رسد به عقايد مردمان...وقتي كه جناب سلام و كلام ‘ سلام را هم دريغ مي كنند از كلام با كنايه ديگران چه توقع

Posted by: nc at August 3, 2003 6:04 PM

ميان ماه من تا ماه گردون تفاوت از زمين تا آسمان است
چه رسد به عقايد مردمان...وقتي كه جناب سلام و كلام ‘ سلام را هم دريغ مي كنند از كلام با كنايه ديگران چه توقع

Posted by: nc at August 3, 2003 6:04 PM

ميان ماه من تا ماه گردون تفاوت از زمين تا آسمان است
چه رسد به عقايد مردمان...وقتي كه جناب سلام و كلام ‘ سلام را هم دريغ مي كنند از كلام با كنايه ديگران چه توقع

Posted by: nc at August 3, 2003 6:04 PM