August 2, 2003

ما نطفه های تاريخيم

ما نطفه های تاريخيم که در زندان زاده می شويم،در زندان بزرگ می شويم،و عاقبت در همانجا جان می سپاريم .
تاريخ اختناق رو به سياهی می زند،اوين از نام خود خسته است،اوين می خواهد در زلزله ای فرو ريزد، اوين شرمسار پيرمردان ،
تکيده ی سياست است،اوين دردمند مادرانی ست که به بقای طفل گرسنه ی خويش می انديشيده اند،و اينک ايران ،اوينی ست که دل نگران پيکرهای به چاقو دريده شده ی جوانانی ست که فقط می خواهند جوانی کنند،اوين می خواهد ميله های زندانش،قلمی باشد به دست روزنامه نگاری ، تا روشن از سياهی هايش بنويسد.
به نام دين و رستگاری و حکومت، حق زندگی را گرفتند و مرده گی پراکندند.
خدای پيشگان، جوانان حتی خدايتان رانيز کافرند.
جوان می خواهد خدايش را آنطور که می خواهد دوست بدارد، او می خواهد دوست بدارد تا دوست داشته شود، خدايش را دولتش را، دوستش را ،معشوقش را.
او می خواهد بخندد، او رنگها را می شناسد ،او در آلبوم زيبايی اش،هيبت پارينه سنگی نمی خواهد،او اهالی عصر حجر را بدون هر گونه قابی فقط می خواهد در موزه ها ببيند، او سانسور و کنمان نمی خواهد ،او می خواهد حرکتی ديگر را تجربه کند،
او انسان متفکری ست که چون می انديشد نمی خواهد بميرد،او انسان است انسان حرف می زند،می شنود،-وانسان معترض فرياد می کند.مگر نه اينکه،انسان تجلی آفرينش است ،صورت خداست و محبت است

کتابچه ی قطور منع و امتناع رو به پايان است، گيريم که در کتاب بشريت،اينگونه نگاشتند و توانستند،با شبکه ی انسانی حافظه هامان چه می کنند.
افسون ضحاکيان ماردوش را ، اينک باطل السحری ست، کاوه های جوان،کاوه های پير ،کاوه های مادر
چه تاريخ شيرينی،اينک ايران يک صدا کاوه است

Posted by admin at August 2, 2003 9:48 PM
Comments

خانم طاری
سپاس از حضورتان
آيا میتوانم از دفتر سروده های شما ،«عطر پائيز» اشعاری را
جهت درج در اين ارض ملکوتی، بياورم؟

Posted by: سلامی و کلا می at August 7, 2003 11:40 AM

با سلام
دوست عزيز مطلبتون را خواندم دلنشين و در عين حال غم انگيز بود. هر روز از زندگي ما فرداي تاريخ ماست. مشق دموگراسي، گريز از بايد و نبايدها و ...نطفه سياه تاريخ را يعني هيولاي آ دم خوار (ظالمين را ) سقط مي گند و در زهدان خود تنها نطفه سفيد تاريخ، آزادي را نگه مي دارد.
به اميد آن روز

Posted by: Homeira Tari at August 5, 2003 11:00 AM

ما طفلهای پاک باخته تاریخیم استاد بزرگ...

Posted by: nc at August 4, 2003 4:31 PM