کنکاش در زندگی و آثار فروغ فرخزاد
سلامی و کلامی -تلويزيون ايرانيان برلين
کنکاش در زندگی و آثار صادق هدايت
سلامی و کلامی -تلويزيون ايرانيان برلين
سلامی وکلامی ،معرفی کتاب «از ريشه تا هميشه»و مصاحبه با ابی
يادم باشد که نام« تلويزيون ايرانيان برلين» ازيادم نرود،وگرنه معصيتی نابخشودنی ست، ما را!
در اينکه انديشه ی انسان شرقی در هوای دل سير می کند و اوج می گيرد تا خودی نشان دهد ، شکی نيست .
پيوسته در اين بال و پر زدنها به خلق واژگان تهی از معنايی پرداختيم که فقط دل به ايهامشان داده باشيم، تا در پس چرخش اين واژگان تهی از معنا، سکندری خوريم و در غفلتی غوطه ور باشيم.
نمی دانم اگر مناظره ی نوشتاری بهاالدين خرمشاهی و هوشنگ گلشيری بر سر ترجمه ی قرآن کريم، در روزنامه ی سلام، بر سر اشتباهات نحوی مطرح شده در آن، توسط گلشيری پا نمی گرفت، خرمشاهی، چه واژه ی ديگری به غير از روشنفکر دينی و غير دينی خلق می کرد ؟
در اين برخورد اضداد، رامين جهانبگلو معتقد است که: بايد دست از سر اين واژه برداشت. جواد طباطبايی می گويد: روشنفکری دينی بی معناست. حسن يوسفی اشکوری مانيفست دينی صادر می کند .
عجب واژه ای است "دين". داشتن و نداشتنش بساط جلب توجه می گسترد و پس و پیش آوردن اين قيد، حکم طبل جارچی را دارد .
بالطبع جامعه ی در حال گذاری که می خواهد زد و بند دينی را پس بزند ،با شنيدن اين قيد گوشهايش تيز می شود ،چون می خواهد ،خلاف آنچه که رايج است را بشنود ،تا عصيان نهفته ی خرد خود بنيادش را از پس سرپوش محتوم دينی اش فرياد زند ،تا طرحی نو دراندازد
پر بی راه نرفته ايم اگر در اين زمانه بشنويم: خواهی نشوی همرنگ رسوای جماعت شو.
همين ديروز بود شريعتی از ابوذر و برزخ ايدئولوژی می گفت، امروز آقاجری از ابوذر شريعتی می گويد. جوادطباطبائی هم از دوران گذار و انحطاط جامعه ايران می گويد، کاری که صادق هدايت هفتاد سال پيش در بوف کور کرد، تا در عين بی دينی صادق هدايت مانده باشد. مبرا از هرگونه قيدی !
به دوره ی آغازين روشنفکری اسلامی و بوعلی سينا، کاری ندارم
اگر مقوله ی روشنفکری را به دستگاه مخابراتی تشبيه کنيم، شريعتی با دستگاه تلگرافش، مورس های دينی اش را زد. اينک سروش و جواد طباطبائی بروشورهای تبليغاتی کمپانی های توليد موبايل را ورق می زنند و يوسفی اشکوری برای نوع گويش دينی اش، موبايلی با مارک مشابه نام خود می خواهد سفارش دهد.
سروش پافشاری می کند که صدای موبايلش می بايد با صدای دفی عارفانه به صدا آيد.
موبايل، زنگش را می زند .
عنوان روشنفکری دينی، چيزی مثل انتخاب نوع موزيک برای زنگ موبايل است .
از زبان صاحبخانه: لينک قبلی و مطلب پيشين ايرادی دارد که معلوم نشد چرا چنين شده است. به هر تقدير، آدرس درست اين است:
برنامه ی تلویزیونی سلامی و کلامی / قتل های زنجیره ای
اين هم فيلم سعيد امامی:
سخنرانی سعيد امامی در دانشگاه همدان
دیده بودم که در برلین کتابچه ی دست ساز زیبایی خریده بودی ،می خواهم بدانم در ان چه می نویسی که به ما نمی گویی !راستی زهرا چه شد ؟ کاتب کتابچه ،از زهرا بنویس ، از زهراهایی که هزارانند و تو خوب میتوانی لمیده بر یاد او و در رمانت نغبی .زنی بر قنداق سنگ تاریخ سیاهشان.اندکی چای بنوش و عکس رخ زهرا را در جام کنیاک ات بچرخان
که برد به نزد شاهان ز من گدا پیامی
که به کوی می فروشان دو هزار جم به جامی
شدهام خراب و بدنام و هنوز امیدوارم
که به همت عزیزان برسم به نیکنامی
تو که کیمیا فروشی نظری به قلب ما کن
که بضاعتی نداریم و فکنده ایم دامی
عجب از وفای جانان که عنایتی نفرمود
نه به نامه ای پیامی نه به خامه ای سلامی
سلام میکنم و می پندارم که با سلام تکثیر خواهیم شد در شوق ها و باورهای مشترکمان ،سلام...