August 08, 2005

رازی را که اکبر گنجی برايمان گشود.

arhabiyoon2.jpg

حدود يک سال پيش، گروهی تروريست، موسوم به ارهابيون سپاه اسلام، در سايت اينترنتی خود عده‌ای از نويسندگان و وبلاگ‌نويسان را تهديد به مرگ کرده بود و با آوردن اسامی اشخاص، عبارات مرگ‌بار خود را چنين آغاز کرده بودند.

سپاه اسلام (ارهابيون شاخه ارهاب سپاه اسلام)

قل ياايهاالکافرون لااعبد وماتعبدون

 ما منتظريم که محرم گردد
زمينه شهادت مهيا گردد
 آن روز تيغ شمشير ما
و رگ حلقوم شما

اگر تحقق اهداف اسلامی بجز از راه خشونت امکان پذير نباشد؛ اين کار ضروری است. 

  • اهانت به مقدسات اسلامی حکمش اعدام است و در جايی که تشکيل دادگاه برای چنين فردی ميسر نباشد هر فرد مسلمانی موظف است شخصا اقدام کند... مردمی که اگر دلايل قطعی به ايشان ثابت شد که توطئه ای عليه نظام جمهوری اسلامی در کار است؛ می خواهند اين نظام را براندازند؛ ديگران به هر دليل توجه ندارند يا به صلاح خود نمی دانند؛ اگر مردم قطع پيدا کردند خودشان بايد اقدام کنند. اين هم از مواردی است که توسل به خشونت جايز است.

اگر شخصی به مقدسات توهين کرد اسلام حق داده خونش را بريزند؛ دادگاه هم نمی خواهد.

  • با اقدام نواب صفوی حرکتهای شياطين خاموش و خط بطلان بر ديدگاههای اين گونه نويسندگان کشيده شد؛ آنان خيال می کردند روح و انديشه نواب صفوی در کشور از بين رفته است در حالی که اين روح در پاسداران گمنام سپاه اسلام وجود دارد.

ما در قرآن دستور ارهاب داريم و افرادی که با ادبيات عرب آشنا هستند بروند معادل ارهاب را پيدا کنند.

 بحمدالله با پتک بر جمجمه ها خواهيم کوبيد.

سايت ارهابيون سپاه اسلام چند روزی‌ست که با روی کار آمدن رييس جمهور منتخب شان آقای احمدی نژاد،
 علنأ شمشير را از رو بسته‌اند و در کنار عکس دوران انتخابات ايشان، در سايت ترور خود نوشته‌اند:«با رای دادن به برادر احمدی نژاد مقابل دشمنان اسلام خواهیم ایستاد،آنانی که خواب آزادی را می‌بينند، هنوز در خواب هستند. شبها خيابانهای تهران ديدن دارد. لباسهای مشکی و  چفيه‌هايی که به دور گردن‌ها می‌باشد، همه و همه حکایت از بازگشت به دهه 60 دارد، بوی شهادت می‌آيد.» چند روزی نيست که از قتل قاضی پرونده اکبر گنجی می‌گذرد. تروريستی در امن‌ترين منطقه‌ی تهران،روبروی ساختمان دادگستری تهران ،به شيوه‌ی نواب صفوی اقدام به قتل می‌کند و پس از آن خيلی خونسرد با شليک دو تير هوايی صحنه را ترک می‌کند. ظرايفی در اين دو تير هوايی نهفته است که فقط لباس‌مشکی‌ها می‌توانند در فضاي سياسی امن و  دلچسپی که برايشان بوجود آمده، بدان پاسخگو باشند. گر چه با آمدن رييس جمهور محبوب ارهابيون جايی برای پاسخگويی اين عده نخواهد بود و قاضی مرتضوی هم نخواهد توانست نشانی بي راه به مخاطبين سيمای جمهوری اسلامی بدهد، که قاتل و يا قاتلين قاضی احمدی، در اين فضای سياسی بسيار دقيق و حساب شده عمل کرده‌اند... به خوبی روشن است که اين ترور، هيچ مجرمی نخواهد داشت.  مگر می‌شود لشگر استشهادی مدرسه حقانی و مريد آن آقای مصباح يزدی را به ميز محاکمه کشاند. احمدی‌نژاد آمده است که روح نواب صفوی را زنده کند، که کرد.
سال ها پيش اکبر گنجی
 در مقاله‌ای ناب، با اسنتناد به دو روزنامه صبح امروز و خرداد، و ذکر جملات قصار فرمانده گروه تروريستی ارهابيون سپاه اسلام، آقای مصباح يزدی، شهامت به خرج داده و پرده از حقايق  مرکز تروريستی ايشان که همان مدرسه ترور حقانی و راه حق بعدی ست، برداشته است.

در کتاب اصلاح‌گری معمارانه‌ی اکبر گنجی در مقاله‌‌ی "تو آزادی و خلقی در غم رويت گرفتاران" می‌خوانيم.

«محمد تقی مصباح يزدی: اگر تحقق اهداف اسلامی بجز از راه خشونت امکان‌پذير نباشد، اين کار ضروری است.(روزنامه صبح امروز- بيست و پنجم اسفند هفتاد و هشت)

«محمد تقی مصباح يزدی: اهانت به مقدسات اسلامی حکم‌اش اعدام است و جايی که تشکيل دادگاه برای چنين فردی ميسر نباشد هر فرد مسلمانی موظف است شخصأ اقدام کند...مردمی که اگر با دلايل قطعی به ايشان ثابت شد که توطئه‌ای عليه نظام جمهوری اسلامی در کار است، می‌خواهند اين نظام را براندازند، ديگران به هر دليل توجه ندارند يا به صلاح خود نمی‌دانند، اگر مردم قطع پيدا کردند خودشان بايد اقدام کنند. اين هم از مواردی‌ست که توسل به خشونت جايز است. اگر شخصی به مقدسات توهين کرد اسلام حق داده خونش را بريزند، دادگاه هم نمی‌خواهد. با اقدام نواب صفوی حرکت‌های شياطين خاموش و خط بطلان بر ديدگاه‌های اين‌گونه نويسندگان کشيده شد. آنان خيال می‌کنند روح و انديشه‌‌ی نواب صفوی در کشور از بين رفته است در حالی که اين روح در جوانان بسطجی ما وجوددارد.»(روزنامه صبح امروز- نهم بهمن ماه هفتاد و هشت)

«آيت‌الله مصباح يزدی: ما در قرآن دستور ارهاب داريم و افرادی که با ادبيات عرب آشنا هستند بروند معادل ارهاب را پيدا کنند و حالا اگر من بگويم معنايش چيست فردا روزنامه‌ها تيتر می‌کنند که فلانی طرفدار تروريسم است»(روزنامه خرداد- شانزدهم مرداد هفتاد و هشت)

1. دانشمندان و فيلسوفان به توصيف و تبيين عالم خارج می‌پردازند، اما اخلاقيون و حقوق‌دانان حسن و قبح و بايد و نبايد سخن می‌گويند. احکام تکليفی از سوی فقها برای عمل مکلفين بيان می‌شوند. فقيه با نظرات خود پديده‌های جمعی را تحليل نمی‌کند، بلکه با فتوای خويش، حکم موضوع و تکليف مکلف را روشن می‌کند. از اين رو وقتی فقيهی با صدور حکم به مقلدان، کشتن فرد، گروه يا قشر خاصی را تکليف می‌کند، تمام عمل مقلد را بايد به پای آن فقيه گذارد.

 2. آقای مصباح يزدی، تئوريسين، مراد و استاد دانش آموخنگان مدرسه حقانی سابق، راه حق بعدی و...؛ حذف مخالفان را آموزش می‌دهد، و طی دو سال گذشته از منبر رسمی نماز جمعه تهران با صدور حکم، راه حذف فيزيکی معتقدان به تساهل و مدارا، پلوراليسم، دموکراسی و ازادی، جامعه مدنی، حقوق بشر و ... هموار می‌کند. اين سخنان ماسفانه از صدا و سيمای جمهوری اسلامی پخش و برخی از حوزويان و ارباب قدرت رسمأ از ايشان و نظرات‌شان حمايت  می‌کنند. از اين رو اگر فرد يا گروهی با توجه به نظرات ايشان دست به ترور يا جنايت بزند، در واقع بايد ايشان پاسخگو باشند. نه قاتل مفلوکی که گمان می‌برد، با توسل به شيوه‌های غير قانونی، به تکليف شرعی خود عمل کرده است.

3.فيلسوفان و عالمان، پس از مقام فهم و گردآوری دانش، نظرات خود را جهت داوری در اختيار ديگران قرار می‌دهند. "برهان" داور فلسفه و" تجربه" داور علم است...  

arhabiyon.jpg

زيباترين و فنی ترين عکس اين سال ها را ببينيم؛حکومت نظامی پنهان.
عکس از روزنامه شرق

Posted by payam at August 8, 2005 06:14 PM
Comments

در کردستان عراق هم بار اول که این بحث اسلامیون مطرح شد همه فکر میکردند که شوخی چند جوان بیکار است که روی اینترنت این کارها را میکنند اما بعدا که انفجارهای انتحاری شروع شد انوقت مسولان فهمیدند که موضوع جدی میباشد و انها رحم به هیچ کس نمیکنند و اگر افراد بیگناه هم کشته شوند طبق نظر انها همراه خودشان به بهشت میبرند .(نظریه خلخالی قصاب در دهه شست که میگفت کسی را که به او شک دارید بکشید اگر گنهکار بود به جهنم میرود و ما کارمان را درست انجام داده ایم و اگر بیگناه بود به بهشت میرود )

Posted by: ramin at October 26, 2005 09:58 AM

بسم الله
سلام
ارهابيون براي حسين درخشان بود ... يك وبلاگ مسخره ... خود حسين درخشان هم گنده اش كرد به ناف بقيه نبندينش ...
والسلام

Posted by: محمد مسیح at August 14, 2005 04:02 AM

درود بر شما . نوشته هاتون تامل بر انگيز است . سبز باشيد .

Posted by: آريا تهم at August 13, 2005 01:03 PM

به نظر من مطرح کردن این حرکات بیشتر اینها رو مشهور می کنه و باعث می شه که دیده بشن. هنوز کاملا معلوم نیست که این وبلاگ اصلا جدی است یا شوخی و با کارها و این مطالب فقط باعث می شیم که خونده بشن و معروف بشن. تا موقعی که شما بهشون لینک دادین یه سال بود که خفه بودن و کسی هم ندیده بود. این وبلاگ حتی اگر یه شوخی هم باشه خیلی شوخی مسخره و احمقانه ایه که ممکنه باعث گرفتاری برای اسمهایی که اونجا هستن بشه. برای همین هر چی کمتر دیده بشه مثل قبل بهتره.

Posted by: shideh at August 11, 2005 07:44 PM

عکس بی نظیر بود. یکی هم هی داره شما رو پینگ می کنه آقا. مخلصیم. آستیاک

Posted by: آستیاک at August 9, 2005 10:45 PM

در شرايطي كه ايران تحت فشارهاي آمريكا است اين آقا با ديدار از مگس دور شيريني سال هاي بعد از انقلاب از بحران استقبال مي كند.

Posted by: kia at August 9, 2005 06:55 PM

عكس در حقيقت از فارس است. و واقعا شاهكار!

Posted by: m f at August 9, 2005 08:32 AM

روياي حكومت اسلامي سرابي بيش نيست شك نكنيد.باهات موافقم شاهكار هنري يك عكاس اينجا معلوم ميشه

Posted by: آريابد at August 8, 2005 11:43 PM

در ضمن ممنون از لينكي كه به من داديد

Posted by: dozdaki at August 8, 2005 09:54 PM

همه مطلبتان يك طرف ، اين عكس يك طرف.
آيا ممكنه عكاس و منبع اين عكس را معرفي كنيد؟

Posted by: dozdaki at August 8, 2005 09:52 PM

اگر منتاژ نباشد نوصیف شما را قبول دارم . عکس فوق العا ه ای است

Posted by: دخو at August 8, 2005 09:36 PM
Post a comment









Remember personal info?