February 22, 2005

تاريخچه اولين راديوی ايرانی خارج از کشور- قسمت دوم



قسمت دوم (از مجموعه برنامه ی تلويزيونی سلامی و کلامی در برلين)


اينجا برلين، اينجا برلين؛
اينجا برلين، جملات آغازين گوينده ی اولين برنامه ی راديويی ايرانی بود که از پايتخت رايش سوم طنين خاصی داشت. در برنامه ی قبل از تاريخچه ی "راديو برلين" و گوينده ی آن بهرام شاهرخ گفتم که سخت مورد توجه هيتلر و شخص گوبلز بود و بهرام شاهرخ هم به شيوه ی هيتلر نطق های آتشين خود را فرياد می کشيد و مشت بر ميز می کوبيد، برنامه ای که هرشب از پايتخت آلمان پخش می شد و گاه به کنايه و گاه مستقيم و بی پروا از رضا شاه و انگلستان بدگويی می کرد و در مورد اوضاع سياسی و اجتماعی ايران، به تندی زبان به انتقاد می گشود. و همانطور که در برنامه ی قبل ياد آور شدم، تاسيس راديوی فارسی زبان "بی بی سی" از همين تاريخ به خاطر جوابگويی به "راديو برلين" بوجود آمد.
در قسمت اول گفتم که رضا شاه برای خاموش کردن اين صدای معترض در برلين، "سرهنگ سهيلی" را برای خاموشی اين صدای شورشی رهسپار برلين می کند. سرهنگ سهيلی صاحب منصبی بود که به هيچ يک از زبان های رايج دنيا آشنايی نداشت و از اوضاع دنيا بی اطلاع بود، در چنان شرايطی برای ماموريتی بدان مهمی انتخاب چنين شخص بی اطلاعی موجب تعجب بود. ورود اين هيات به آلمان مصادف بود با فتوحات چشمگير آلمان در تمامی جبهه ها و اين پيروزی بی سابقه موجب آن شده بود که نود در صد مردم حتا کسانی که از قديم گرايش به انگليس داشتند هيتلر را به هيبت ناجی مقتدر ببينند.
هيات اعزامی دربار ايران به برلين دارای نمايندگانی از وزارت دادگستری و ساير وزارت خانه ها بود و حضور آنها در برلين موجب شک مقامات آلمانی شده بود، به طوری که يکی از مقامات آلمانی گفته بود:«رفقای انگليسی ما را خر تصور کرده اند، ولی اين دفعه هم به خطا رفته اند شايد هيات اعزامی به برلين در ايران برای جاسوسی خوب باشند، ولی شيوه ی جاسوسی جديد در دنيای امروزآنقدر پيشرفت کرده است که کاری از اين ها ساخته نيست.»
هيات تحت سرپرستی سرهنگ سهيلی دو ماموريت مهم داشت. ماموريت ظاهری، رسيدگی به امور سفارت شاهنشاهی در برلين بود و ماموريت مهم تر جلوگيری از ادامه کار گوينده ی فارسی راديو برلين بهرام شاهرخ و پی بردن به اسرار واقعی ماموريت شاهرخ در برلين. شاهرخ با آن که تمايلی به ديدار با سرهنگ سهيلی نشان نمی داد اما به اصرار چندين بار به ملاقات سرهنگ سهيلی رفت. شاهرخ می گويد:«سرهنگ سهيلی با پدرم خصومت و با خود من از سابق آشنايی داشت و در ضمن ملاقات هايش از من پرسيد: اين چيزهايی که در راديو گفته می شود به دست آلمان هاست، يا خودتان می گوييد؟ گفتم: چيز مخصوصی در راديو نمی گوييم. در يکی دو ملاقات ديگر از سرقت گذرنامه های ايرانی که از سفارت ايران دزديده شده بود و به مهاجرين يهود آلمان فروخته شده بود سئوال کرد که من هم اطلاعاتی در اختيارش گذاشتم. يک بار هم پسر سرهنگ سهيلی که از تهران به همراه پدرش آمده بود تعريف کرد که پدرش سرهنگ سهيلی در خانه با علاقه مخصوص راديو برلين را گوش می کرده است.»
در قسمت ديگر بهرام شاهرخ می نويسد:«لازم است متذکر شوم که در آن زمان به جز عده ی معدودی، بقيه ايرانيان مقيم آلمان از مراوده آشکار با من خودداری می کردند حتا کسانی که محرمانه به خانه ما می آمدند در خيابان از سلام به عيالم مضايقه می کردند.»
پس از بازگشت سرهنگ سهيلی بعد از شهريور 1320 اوضاع و احوال حکايت از آن داشت که در اوايل سال بعد، اوضاع راديو برلين دستخوش تغييراتی خواهد شد. اتل (وزير مختار آلمان) در نتيجه مذاکرات با دربار ايران و به علت نفوذ وزارت امور خارجه آلمان بر وزارت تبليغات، بدون مقدمه و بنا بر تقاضای تهران شاهرخ را محترمانه از آلمان تبعيد می کند ولی شاهرخ همچنان حقوق خود را که در آن زمان ماهيانه دو هزار مارک بود را از وزارت تبليغات آلمان دريافت می کند. همکاران ديگری هم با شاهرخ همکاری می کردند که خان قشقايی يکی از آنهاست که او هم به علت رابطه و سابقه ی پدرش با آلمان ها مورد توجه سازمان تبليغات قرار می گيرد.
در برنامه ای ديگر در مورد چگونگی رابطه ی اين دو همکار راديويی و فعاليت آنها را در جهت تشکيل يک لژيون نظامی از افراد ايرانی در ستاد ارتش آلمان ادامه می دهم.

Posted by payam at February 22, 2005 05:40 PM
Comments

با سلام خيلي تشكر ميكنم از اين كارتون

Posted by: امير at April 27, 2005 07:35 PM

نویسنده وبلاگ بن بست من (http://www.bonbasteman.persianblog.com) به همراه سه نفر دیگر که نشریه فرهنگی رویش را دو هفته قبل منتشر کردند مدت سه روز است که بازداشت شده اند و خبری از آنان نیست.

Posted by: Khabar at March 12, 2005 12:23 AM

salam
khastam az in targhe beheton begam ke sedaye garmı darın beheton tabrık mıgam, mosahebe shoam ba daryoush ra dıdam, omıdvaram ke dar kareton movafagh bashın

Posted by: reza at March 11, 2005 01:40 PM

دوستان وبلاگر، گزارشگران بدون مرز ، نویسندگان و خبرنگاران و خبرگزاران غیر وابسته .
حرکتی را سازمان دهیم و به حکم 14 سال زندان آرش سیگارچی اعتراض کنیم.
حرف : "اینها دیگه رفتنی هستند" و "کار اینها تمام است را کنار بگذاریم". حتی اگر اینها هم رفتنی باشند و کار اینها در آینده هم تمام باشد ، آرش الان در زندان است و امروز به امید احتیاج دارد . تنهایش نگذاریم. هنوز میشود تاثیر گذاشت.

Posted by: مهشید at February 23, 2005 06:41 AM
Post a comment









Remember personal info?